وضعیت نگران کننده زندانیان عقیدتی در جمهوری اسلامی
نوشته شده توسط Farzan
۲۲ مهر ۱۳۹۰

وضعیت نگران کننده زندانیان عقیدتی در جمهوری اسلامی

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۱۵ مهر ماه تا ۲۲ مهر ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

در سال های اخیر همواره وضعیت آقای بروجردی، روحانی معترض به حکومت ولایت فقیه، موضوع مورد بحث در مجامع حقوق بشری بوده است. در هفته ی گذشته نیز ۴۷ روزنامه نگار و فعال حقوق بشر نسبت به وضعیت کاظمینی بروجردی اعلام نگرانی کردند.

با گذشت بیش از ۵ سال از بازداشت آقای سید حسین کاظمینی بروجردی که به دلیل دفاع قاطعانه از منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر زندانی گردید، وی دچار حمله قلبی شدید شده و این بیماری منجر به آب آوردن ریه وی شده است. مقامات امنیتی به درخواست‌های مسئولین زندان اوین در ارتباط با لزوم بستری شدن ایشان در یک بیمارستان مجهز پاسخ رد داده‌اند.[1]

اگرچه ایشان خود یک روحانی شیعه هستند، اما برخورد غیرانسانی رژیم شیعی ایران با این روحانی منتقد حکومت نشان داده است که حکومت ایران، تنها هدفش خفه کردن صدای دگراندیشان و هرآنکس که متفاوت می اندیشد می باشد و در این مسیر، از روحانی شیعه تا بهائیان، همه در یک ردیف قرار دارند.

در این هفته باز هم شاهد اخباری مبنی بر اخراج دانشجویان بهائی از دانشگاه های ایران بودیم. هومن رحمانیان دانشجوی ورودی ۸۹ رشته کامپیوتر (آموزش‌های الکترونیک) دانشگاه صنعتی اصفهان از این دانشگاه اخراج شد.

این دانشجوی بهائی در هفته گذشته برای گرفتن مرخصی به دانشگاه مراجعه کرده بود. زمانی که مسوول مربوطه هنگام پر کردن فرم از مذهب این دانشجو با خبر شد، به او گفته است که باید به اتاق دیگری برود. پس از چندین بار جابه جایی این دانشجوی بهائی در اتاق‌های مختلف به وی گفته شده است که برای پیگیری باید هفته آینده به دانشگاه مراجعه کند. در پی پیگیری های این دانشجو، معاون دانشگاه به وی اعلام کرد که مذهب وی در بین ادیان دانشجویان ثبت نامی نیست و به همین دلیل نمی‌توانند این دانشجو را ثبت نام کنند. همچنین به وی گفته شده است که حتی اگر دانشگاه هم از مذهب این دانشجو با خبر نمی‌شد، نامه‌ای از مرکز برای دانشگاه ارسال می‌شد و در آن زمان این دانشجو را اخراج می‌کردند. معاون دانشگاه به این دانشجو گفته است که اگر می‌خواهد به تحصیل ادامه دهد باید اعلام کند که مسلمان است.[2]

اما در مشهد، حنانه کنعانی نیز مانند، هومن رحمانیان از دانشگاه اخراج شد! آموزش دانشگاه فردسی با تماس با این دانشجوی ترم شش رشته فیزیک اعلام کرد که پرونده وی راکد شده است. این دانشجوی بهائی با پیگیری‌هایش از طریق آموزش کل، کمیته انضباطی و حراست متوجه شد که نامه‌ای با امضای دکتر نوربخش (مدیر هیئت گزینش سازمان سنجش) برای دانشگاه ارسال شده است. در پی پیگیری‌های این دانشجو، دکتر نوربخش به وی گفته است که گزینش سازمان سنجش فقط در مرحله کنکور و اعلام نتایج آن و از طریق لیستی که وزارت اطلاعات در اختیار سازمان سنجش قرار می‌دهد، اعمال می‌شود و حذف دانشجو در مراحل دیگر به دستور سازمان سنجش نیست.[3]

اما مسئولین دانشگاه علم و فرهنگ تهران نیز از ثبت نام یک دانشجوی بهائی ممانعت به عمل آوردند. مسئولین این دانشگاه، ارکیده آقایی، دانشجوی بهائی دانشگاه رجائی قزوین، که این ترم به صورت مهمان به دانشگاه علم و فرهنگ تهران آمده بود را ثبت نام نکردند.

مسئولین دانشگاه برای ثبت نام این دانشجو با وی مصاحبه کرده‌اند. در این مصاحبه از این دانشجوی بهائی سوالاتی در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، حجاب، حکومت جمهوری اسلامی و اعتقادات مذهبی او پرسیده‌اند. مسوولین این دانشگاه ضمن ابراز تعجب از اینکه چطور این دانشجوی بهائی تا این مرحله پیش آمده است، به وی گفته‌اند که به دلیل یک سری محدودیت‌ها و این موضوع که هیچ دانشجوی بهائی تا به حال وارد این دانشگاه نشده است، باید کمیسیون موارد خاص این دانشگاه در این مورد تصمیم بگیرد. چندی بعد این کمیسیون به این دانشجوی بهائی اعلام کرد که به دلیل اعتقادات مذهبی‌، وی نمی‌تواند در این دانشگاه ثبت نام کند.[4]

در هفته ی گذشته، علاوه بر اخبار تبعیض تحصیلی و اخراج دانشجویان بهائی، انتقال شش نفر از مسوولین و مرتبطین با دانشگاه آنلاین بهائیان (موسسه علمی آزاد) بدون اطلاع قبلی از بند ۲۰۹ زندان اوین به زندان رجایی شهر، خبرساز شد و بدین سان رژیم اسلامی، عدل خود در آزار و اذیت و اعمال تبعیض علیه دانشجو و استاد را نشان داد!

بنابر اخبار منتشر شده، روز ۱۸ مهرماه وحید محمودی، رامین زیبایی، کامران مرتضایی، فرهاد صدقی، محمود بادوام و ریاض سبحانی به زندان رجائی شهر کرج منتقل شدند. دادگاه این شش نفر به همراه نوشین خادم از دیگر مرتبطین با این دانشگاه که هم‌اکنون در زندان اوین است طی دو هفته اخیر برگزار شده است. تمامی این افراد به اتهام «عضویت در گروهک ضد امنیتی بهائی» (ماده ۴۹۹) محاکمه شده‌اند.[5]

در کنار وضعیت وخیم آقای بهفرخانجانی باید به بلاتکلیفی چهار شهروند بهائی بازداشت شده در اصفهان هم اشاره کرد. کیوان دهقانی، فرشید بدخش، نوید پروینی و نگار سبحانیان (همسر نوید پروینی) که در ۲۱ تیر ماه سال جاری حین مراسم مذهبی در منزل نوید پروینی دستگیر شده‌اند با گذشت سه ماه از بازداشت هنوز در بلاتکلیفی بسر می‌برند. این در حالی است که بازپرس قبلی پرونده (فردی به نام ابوترابی) از‌‌ همان ابتدای دستگیری قرار بازداشت را یک ماه و بازجوی اداره اطلاعات هم دو ماه بازداشت اعلام کرده بود.[6]

این در حالی است که وضعیت جسمانی بهفر خانجانی شهروند بهائی ساکن سمنان که هم اکنون در زندان سمنان به سر می برد وخیم گزارش شده است. این در حالی است که مسئولین زندان سمنان تاکنون از مرخصی وی برای درمان جلوگیری کرده اند. بر اساس گزارش های رسیده، بهفر خانجانی در زندان دچار بیماری پوستی شده و زخم هایی بر روی هر دو ساق پا، گوش ها، دست ها و بدن وی مشاهده می شود. شدت این بیماری به صورتی است که زخم های به وجود آمده در هنگام شب دچار خونریزی می شوند. وضعیت بد جسمانی این زندانی و عدم صدور مرخصی وضعیت این شهروند بهائی را نگران کننده کرده است.[7]

خبر خوب از اصفهان این که، ۱۱ نفر از شهروندان بهائی که در تاریخ پنج شنبه ۷ مهرماه ۹۰ توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند، روز ۱۴ مهر ۹۰ با سپردن وثیقه از زندان دستگرد اصفهان آزاد شدند. این در حالی است که بازپرس پرونده پس از چند روز بازداشت و مطالعه موارد اتهامی، اتهامات آن ها را بی اساس دانسته و حکم آزادی آن ها را صادر می کند که با مخالفت ماموران از آزادی آن ها جلوگیری می شود و بازداشت شدگان مجددا به بازداشتگاه باز گردانده می شوند.[8]

در هفته ی گذشته، عنایت الله سنایی، همسر طره تقی زاده، زندانی بهائی، در نامه ای به رئیس قوه قضائیه و وزیر اطلاعات، ضمن اعتراض به وضعیت همسرش مدارک پزشکی قانونی مبنی بر پارگی پرده ی گوش خود بر اثر بدرفتاری ماموران اطلاعات با وی را منتشر کرد. طره تقی‌زاده شهروند بهائی است که از دی ماه ۱۳۸۹ دوران محکومیت ۲۲ ماهه‌ی حبس تعزیری خود را در زندان شهید کچویی شهر ساری آغاز کرده و در زندان به سر می‌برد.[9]

همچنین گروهی از فلاسفه جهان با ارسال نامه ای اعتراض خود را به نسبت به یورش اخیر به مراکز آموزشی بهائیان اعلام کردند.

در قسمتی از این نامه آمده است:

ما به عنوان معتقدین به دین تصریح می‌کنیم که انسان ذاتاً موجودی روحانی است که ظرفیتِ شناختِ خدا و کاوش حقیقت را دارد. فراگیری و کسب دانش حقّی است مقدّس و قانونی برای همه و دولت‌ها موظف‌اند که این امکان را برای عموم فراهم کنند. در ایران دولت عکس این عمل کرده است. یکی از موارد متعدّد نقض حقوق انسانی بهائیان این است که دست‌رسی آنان به آموزش عالی، صرفاً به خاطر اعتقاداتشان، بطور سیستماتیک مسدود گردیده است. بهائیان ایران برای برآوردن نیازهای جوانان خود، مؤسّسۀ علمی آزاد بهائی را که ابتکار آموزشی و غیر رسمی خود جامعه بود به وجود آوردند... این گونه یورش‌ها علیه حقوق شهروندان که آزادی در سامان دادن به اوضاع خود و آموزش گرفتن را از آنان سلب می‌کند، دیگر غیر قابل تحمّل است. ما از دولت ایران می خواهیم که نه تنها سرکوب بهائیان را متوقف کند بلکه کسب دانش را برای همه مهیا و ترویج نماید. [10]

مهمترین خبر چند هفته ی اخیر را باید اخبار مربوط به حکم ارتداد کشیش یوسف ندرخانی دانست. بر اساس اخبار منتشر شده، حکم اعدام این کشیش ایرانی نقض شده است. دیوان عالی کشور در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که پرونده اتهامی یوسف ندرخانی در این دیوان نقض شده و تاکنون نظر نهایی درباره آن داده نشده است.

متن کامل اطلاعیه دیوان عالی کشور درباره این پرونده به این شرح است: پرونده اتهامی یوسف ندرخانی متهم به ارتداد در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفته و به علت نقص تحقیقاتی نقض گرفته شده و به دادگاه صادر کننده رأی جهت تکمیل و رفع نواقص ارسال شده است، بدیهی است پس از رفع نواقص مورد نظر و صدور حکم مجدد و در صورت اعتراض و ارسال به دیوان عالی کشور در مورد پرونده اظهار نظر خواهد شد.[11]



[1] http://hra-news.org/51/1389-01-27-05-27-21/9986-1.html

[2] http://edu-right.net/news/36-news/596-ekhrajhoomanrahmani

[3] http://edu-right.net/news/36-news/595-ekhrajhananekanani

[4] http://www.edu-right.net/news/36-news/599-ekhrajorkideaghai

[5] http://chrr.biz/spip.php?article16316

[6] http://www.hra-news.info/1389-01-27-05-24-07/9997-1.html

[7] http://www.chrr.biz/spip.php?article16297

[8] http://chrr.biz/spip.php?article16271

[9] http://www.rahana.org/archives/45116

[10] http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-70647

[11] http://www.rahana.org/archives/45149

 
حقوق بشر؛ هر روز کمتر از دیروز
نوشته شده توسط Farzan
۱۵ مهر ۱۳۹۰

حقوق بشر؛ هر روز کمتر از دیروز

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۸ مهر ماه تا ۱۵ مهر ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

بنظر می آید جمهوری اسلامی نه تنها دوست ندارد کمکی به وضع موجود و نقض هر روزه و البته روزافزون حقوق بشر نماید، با انجام کارها و صدور احکامی بدوی و خالی از هرگونه انسانیت و البته قانون، می خواهد نشان دهد که با تمام قوا در مقابل حقوق اولیه انسان ها ایستاده است!

این هفته صدور و تائید حکم ارتداد کشیش یوسف ندرخانی، موج تازه ای از نگرانی ها در مجامع بین المللی و حقوق بشری برانگیخت. وضع کنونی نقض حقوق بشر در ایران با این حکم و یا در صورت اجرای آن بسیار بغرنج خواهد شد.

ارتداد اگرچه در فقه اسلامی، گناه شناخته شود و مرتد مستحق مجازات می باشد، اما بعنوان یک جرم، در قوانین ایران تعریف نشده و طبق یک اصل حقوقی تا شخصی جرمی را مرتکب نشده باشد مجرم نیست و نمی توان او را مجارات کرد.

مسئله ی یوسف ندرخانی، مسئله ای شخصی نیست، بلکه می توان و البته باید آن را مسئله ی تمام اقلیت های دینی در ایران دانست. با اعدام او، تازه مسیحیان، تازه بهائیان، تازه زرتشتیان و حتی دراویش و اهل تصوف نیز در خطر اعدام قرار خواهند گرفت. بعبارتی ماشین اعدام جمهوری اسلامی، خون های بیشتری را خواهد ریخت.

اما هفته ی گذشته، صدور این حکم، تنها مسئله در زمینه حقوق اقلیت های مذهبی نبود. در هفته ای که گذشت هشت شهروند بهائی مشهدی، مجموعا به بیش از پانزده سال زندان محکوم شدند.[1] این افراد عبارتند از ناهید قدیری، رزیتا واثقی، نورا نبیل زاده، سونیا احمدی، بهمن یزدانی، وصال محمدی، شهاب طائفی و افشین نیک آئین. این درحالی است که ناهید قدیری و رزیتا واثقی هم اکنون در زندان مشهد دوره حبس ۵ ساله پرونده قبلی خود را می گذرانند. در صورت قطعی شدن حکم ۵ سال اخیر برای این دو نفر، عملا آنها با دوره محکومیت ۱۰ ساله مواجه خواهند شد که کمی بیش از ۱ سال از آن سپری شده است.

محاکمه یک زندانی که مشغول گذارندن دوران محکومیتش می باشد و صدور حکم مجدد، از عجایب دستگاه قضایی ایران می باشد. دستگاه قضایی ای که این روزها، با صدور احکامی که بعضا نه قانونی هستند و نه انسانی، تنها سعی اش مجازات دگراندیشان، روزنامه نگاران، دانشجویان، مستندسازان، فعالان حقوق بشر و البته اقلیت های مذهبی است.

اما با گذشت ۲۰ روز از دستگیری کامران رحیمیان و همسرش فاران حسامی، این دوشهروند بهائی همچنان در اوین به سر می‌برند.[2] این زوج، در تاریخ ۲۲ شهریور ماه سال جاری، به همراه کیوان رحیمیان و شکیب نصرالله، همگی از مدرسین موسسه علمی بهائیان در زمینه روانشناسی، بازداشت شده بودند. کیوان رحیمیان و شکیب نصرالله در ۳۰ شهریور ماه به قید وثیقه آزاد شدند ولی این دو نفر همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

تعدادی از ماموران انتظامی سنندج، با ورود به منزل پدری سما رئوفی شهروند بهائی ساکن این شهر، ضمن تفتیش منزل برای یافتن وسایل موسیقی، قصد دستگیری وی را داشتند که به دلیل عدم حضور سما در منزل موفق به دستگیری وی نشدند.[3] ماموران انتظامی با ارائه حکم و در قالب افراد لباس شخصی وارد منزل سما رئوفی شدند و در پی یاقتن وسایل موسیقی وی بودند. ماموران امنیتی به مادر وی گفته اند که پسرش سی‌دی های غیر مجاز پخش می‌کند و گروه غیرقانونی موسیقی دارد. اما هیچ مدرکی دال بر این اتهامات در خانه ی ایشان پیدا نکرده اند. همچنین برخورد ماموران تند و همراه با بی احترامی گزارش شده است. پیشتر نیز در تیرماه امسال سما رئوفی به صورت تلفنی به اداره اطلاعات احضار شده بود و بازجویان وی را برای نوشتن و امضای تعهد‌نامه تحت فشار گذاشته‌اند که وی از این اقدام سر باز زده بود.

رژیم ایران، نشان داده که برای بازداشت شهروندان بهائی، نیازی به دلیل و مدرک ندارد و حتی داشتن ساز و آلات موسیقی می تواند بهانه ای باشد برای بازداشت و زندان! این برخورد دوگانه نشان می دهد که بهائیان از تمام اتهامات از جمله، جاسوسی، توهین به مقدسات، اقدام علیه امنیت ملی و... تبرئه هستند و تنها اتهام آنها، بهائی بودن است!

فخرالدین صمیمی، شهروند بهائی، ساکن قائمشهر، پس از معرفی خود به دایره اجرای احکام بازداشت و روانه زندان این شهر شد.[4] نامبرده در ۲۲ شهریور ماه سال ۱۳۸۹ به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب شهرستان قائم شهر به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد که حکم مزبور ماه گذشته در دادگاه تجدید نظر استان تائید گردید.

دو خبر از دراویش گنابادی؛ روز شنبه مورخ ۹ مهرماه، محمد جلال نیکبخت و حجت الله سعیدی توسط نیروهای انتظامی در سروستان بازداشت و به زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند.[5] این ۲ درویش که به همراه محمد علی سعدی و فرزاد درویش در تاریخ ۲۱ تیرماه سال جاری از سوی شعبه اول دادگاه عمومی سروستان به ۶ ماه حبس و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده بودند در روز شنبه ۹ مهرماه بازداشت شدند.

خبر خوب این که، علیرضا روشن، علی کرمی، مهدی اسانلو و علی آسترکی دراویش زندانی که  طی هفته‌های گذشته در پی فشارها به دراویش گنابادی بازداشت شده بودند روز یک‌شنبه دهم مهر ماه از زندان آزاد شدند.[6] علیرضا روشن، علی کرمی، مهدی اسانلو و علی آسترکی روز ۱۳ شهریور ماه سال جاری پس از بازداشت‌های گسترده همراه تعدادی دیگر از همکاران سایت مجذوبان نور بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند. در این روز همچنین بهزاد نوری، فرزانه نوری و فرزاد درویش از دیگر دراویش گنابادی نیز با تودیع قرار وثیقه در شهر شیراز آزاد شده‌اند. این سه تن در بازداشتگاه اطلاعات شهر شیراز زندانی بوده‌اند.



[1] http://www.rahana.org/archives/44877

[2] http://www.rahana.org/archives/44866

[3] http://parsdailynews.com/90582.htm

[4] http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9987-1.html

[5] http://www.rahana.org/archives/44965

[6] http://www.rahana.org/archives/44856

 
اعدام به جرم مسیحیت، دیکتاتوری مذهبی یک گام به پیش
نوشته شده توسط Farzan
۱۳ مهر ۱۳۹۰

اعدام به جرم مسیحیت، دیکتاتوری مذهبی یک گام به پیش

در اعتراض به حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی

نگارش: فرزان فرامرزی

یوسف ندرخانی، کشیش کلیسای ایران، شخصی است که این روزها، بعلت تائید حکم اعدام به جرم ارتداد، بازگشت از اسلام و گرویدن به مسیحیت، در کانون توجه قرار گرفته است. "ندرخانی، کشیش ۳۲ ساله، در ۱۹ سالگی به مسیحیت گرویده است و عضو کلیسای ایران و کشیش جماعتی حدودن ۴۰۰ نفره در رشت می‌باشد."[1] کشیش ندرخانی از مهر ۱۳۸۸ در شهر رشت زندانی است.

"حکم دادگاه اعلام می‌کند که در طول بازجویی‌ها، ندرخانی کتبن به ترک اسلام برای گرویدن به مسیحیت اعتراف می‌کند. اما ندرخانی در محاکمه‌اش گفته است که بازجویانش وی را تحت فشار وادار به چنین بیاناتی کرده‌اند." ندرخانی می گوید: "اتهام ارتداد را قبول ندارد، چون پس از رسیدن به سن بلوغ تا ۱۹ سالگی دین خاصی را قبول" نداشته است فلذا، اتهام ارتداد در موردش نمی تواند صادق باشد.

yousef-naderkhani2

مسئله ی ترک دین اسلام و گرویدن به ادیان دیگر از جمله مسیحیت، آئین زرتشت و دیانت بهائی، مسئله ای است که این روزها حاکمان حکومت اسلامی ایران را سخت نگران کرده است. در پیش گرفتن سیاست های غلط اقتصادی، دروغ های پی در پی حکومت به مردم، بالا رفتن آمار فحشا و جرم و جنایت و فساد دستگای اداری حکومتی که خود را سردمدار اسلام در جهان کنونی می داند، باعث شده است که خیل عظیمی از جوانان ایرانی، از دین رسمی و اسلام حکومتی دلزده شده و به ادیان دیگر روی آورند. یوسف ندرخانی، تنها یک نمونه است و حکومت ایران گویا قصد دارد این نمونه را به دلایلی که در ادامه خواهم آورد درس عبرتی کند برای سایرین؛ سایرینی که می خواهند آزادانه دین خود را انتخاب کنند.

برای درک بهتر مسئله ابتدا باید کنکاشی در واژه ی ارتداد داشته باشیم و این که آیا ارتداد در قانون جزایی ایران بصورت یک جرم مشخص تعریف شده است و یا تنها یک گناه است؟

"ارتداد از ریشه «رـ دـ د» و در لغت به معنای بازگشت و بازگرداندن آمده است... فقهای شیعه و اهل سنت در تعریف ارتداد عبارت‌هایی گوناگون به كار برده‌اند كه همه آن تعبیرها به یك معنا باز می‌گردد و آن خارج شدن فرد مسلمان از اسلام و ورود به كفر است."[2]

اما نکته ی جالب اینجاست که هرچند "ارتداد... در فقه دارای حکم است و جرم شناخته می شود، اما... در قانون برای آن مجازاتی تعیین نشده است"[3] لذا "جرم قانونی نیست." به موجب اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها، "هیچ عملی جرم نیست؛ مگر آن که در قانون مدون کشور جرم شناخته شده باشد. هیچ کس را نمی توان مجازات کرد؛ مگر آن که مجازات وی توسط دادگاه واجد صلاحیتی که در قانون پیش بینی شده است، تعیین شده باشد."

حال سوال اینجاست که در کجای قانون اساسی ایران، تغییر دین جرم شناخته شده است؟ و اینکه آیا دادگاهی که به پرونده آقای ندرخانی رسیدگی کرده، واجد صلاحیت بوده است یا نه؟ در قوانین فعلی ایران تنها دو جا به ارتداد اشاره شده است.

پایگاه خبری حوزه[4] در این باره چنین می نویسد: "در بیست و ششمین ماده قانون مطبوعات آمده است: «هر کس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدسات آن اهانت کند، در صورتی که به ارتداد منجر شود، حکم ارتداد در حق وی صادر خواهد شد و اگر به ارتداد نینجامد، طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد.» در ماده ۲۹ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخابات شهرداران، مصوب سال ۱۳۷۵، نیز «محکومین به ارتداد، به حکم محاکم صالح قضایی» از داوطلب شدن برای عضویت در شوراها محروم شده اند. اما نه در قانون مطبوعات و نه در قانون مجازات اسلامی، مجازاتی برای ارتداد تعیین نشده است و در هیچ یک از قوانین فوق نیز ارتداد به عنوان جرم معرفی نگردیده است. قانون گذاران ایران در سال ۱۳۶۱، که برای اولین بار در حال تدوین قانون مجازات اسلامی بودند، در مورد بسیاری از احکام فقهی شامل قصاص، حدود، دیات و تعزیرات، به وضع قانون پرداختند؛ به طوری که بسیاری از مواد قانونی، ترجمه تحت اللفظی متن کتاب های فقهی است. با وجود این، نه در سال ۱۳۶۱ و نه حدود ۱۷ سال بعد در مجلس پنجم، قانون مجازات اسلامی، ارتداد را به عنوان جرم معرفی نکرده است."

اما خبرگزاری فارس، در تاریخ هشتم مهرماه ۹۰، علت صدور حکم برای آقای ندرخانی را نه ارتداد و تغییر دین بلکه، تجاوزهای مکرر و اخاذی ذکر کرد! خبرگزاری فارس چنین می نویسد: "اطلاعات به دست آمده توسط منابع آگاه نشان می دهد، یوسف نادرخانی به اتهام انجام جرایم خشن مانند تجاوز و اخاذی های متعدد به این مجازات محکوم شده است و اساسا این موضوع هیچ ارتباطی با مسئله خروج وی از دین ندارد."[5] از سوی دیگر معاون سیاسی استانداری گیلان که هیچ سمت قضایی ندارد، طی اظهار نظری مشابه به خبرگزاری فارس چنین می گوید: "این فرد خائن است و موضوع آن این نیست که عده ای را به دین مسیحیت دعوت کرده است بلکه جرایم امنیتی دارد.رضوانی درباره آخرین وضعیت ندرخانی اذعان داشت: حکم اعدام ندرخانی به دلیل جرایم امنیتی صادر شده ولی اجرای این حکم هنوز قطعی نیست.وی افزود: موضوع جرم و اعدام این فرد، اعتقادی و دین نیست و به خاطر انتخاب دین دیگر، کسی در نظام ما اعدام نمی شود بلکه او یک صهیونیسم است و جرم امنیتی دارد."[6]

جمهوری اسلامی در یک فرافکنی آشکار، سعی دارد ندرخانی را به یک "اخاذ" و "متجاوز" تبدیل کند و با انتساب او به صهیونیسم، دشمن همیشگی و خیالی حاکمان ایران، برای اجرای حکم اعدام او دلیلی دیگر دست و پا کند.

البته خبرگزاری فارس و آقای معاون از این نکته غافل اند که پیشتر به این کشیش پیشنهاد شده بود که برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام، توبه کند! قطعنا اگر یوسف ندرخانی یک متجاوز و زورگیر بود، جمهوری اسلامی به راحتی او را اعدام کرده بود. حکومتی که اعدام نوجوان ۱۷ ساله را با افتخار به نمایش می گذارد، اعدام یک متجاوز ۳۲ ساله را هم قطعنا می تواند انجام دهد.

اما چرا بجای اعدام او در ملا عام و یا اعدام مخفیانه، سعی دارد با پیشنهاد توبه، اجرای حکم را متوقف کند؟ اجرای حکم اعدام ندرخانی داری ریسک بالایی برای جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی است. وکیل کشیش ندرخانی می‌گوید: "در نظام قضایی و حقوقی ایران، ارتداد جرم شناخته نشده است. علاوه بر این، در فقه شیعه فقها معتقدند در زمان «غیبت امام زمان» نباید در این موارد حکم اعدام صادر شود..."[7] همچنین "اصول ۱۳ و ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مذهب مسیحیت را به رسمیت می‌شناسند و به مسیحیان حق نیایش و تشکیل انجمن‌های مذهبی را می‌دهند. اصل ۱۴ دولت ایران را متعهد به برقراری عدالت و حقوق بشربرای مسیحیان می‌کند."[8]

حال دو نکته در این پرونده وجود دارد؛ اول، جمهوری اسلامی می خواهد با اعدام یک شخص به جرم ارتداد، به آن دسته از شهروندانی که به ادیان دیگر اقبال می کنند و از اسلام خارج می شوند، تازه مسیحیان، تازه بهائیان و تازه زرتشتیان، چراغ قرمز نشان دهد. بعبارتی در پس این حکم و در شرایط بدتر اجرای آن، خط و نشانی است که رژیم اسلامی، برای باورمندان به ادیان دیگر می کشد. زیرا از این به بعد می توان هر شخصی را به اتهام ارتداد، که اتهامی مبهم و گنگ، حتی در نظام قضایی ایران است، محکوم به مرگ کرد.

در این شرایط همچنین، حکومت ایران، در حال آزمایش افکار عمومی و حرکت سازمان های بین المللی و مجامع حقوق بشری نسبت به اجرای این حکم است. آیا سکوت کشورهای غربی در قبال این حکم، مانند سکوتشان در مقابل اعدام های هر روزه ی رژیم اسلامی، ادامه خواهد داشت؟ اگر چنین باشد، متاسفانه باید گفت که اعدام ندرخانی، تنها یک شروع است برای برپایی دادگاه های تفتیش عقاید در ایران و اعدام به جرم باور به دینی غیر از دین مورد قبول حکومت.

نکته ی دوم، اعدام نشدن و مورد عفو قرار گرفتن و یا حداقل زندانی شدن این کشیش است که احتمالا برای رژیم اسلامی چندان خوشایند نخواهد بود زیرا به معنای شکست در صدور حکم ارتداد و ارعاب تازه مسیحیان بصورت خاص و دیگر باورمندان بصورت عام می باشد. در این صورت مردم ایران بدون ترس از اعدام، می توانند عقیده ی خود را انتخاب کنند.

بنابراین، امروز کشیش یوسف ندرخانی، تنها یک کشیش مسیحی و نماینده تازه مسیحیان نیست، بلکه او نماد تمام کسانی است که می خواهند دین و عقیده ی خود را آزادانه انتخاب کنند. او نماینده مردمی است که از "بهشت زورکی" به ستوه آمده اند و می خواهند خودشان برای ایمان و اعتقادشان تصمیم بگیرند. اعدام او، اعدام آزادی دین و عقیده، خلاف قران و خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی و برخلاف تمامی قوانین بین المللی و حقوق بشری است. امروز بجاست که همه با هم به این حکم، که نمونه ی بارز دیکتاتوری مذهبی و نقض صریح حقوق بشر است اعتراض کنیم و نگذاریم یک انسان بی گناه، تنها بعلت باورهای مذهبی اش، به مرگ محکوم شود.



[1] http://radiokoocheh.com/article/74699

[2] http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=101586

[3] http://www.hawzah.ir/FA/ArticleView.html?ArticleID=88629

[4] http://www.hawzah.ir/FA/ArticleView.html?ArticleID=88629

[5] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900708000482

[6] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900708000751

[7] http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6562596,00.html

[8] http://radiokoocheh.com/article/74699

 
تلخی محرومیت از تحصیل
نوشته شده توسط Farzan
۰۸ مهر ۱۳۹۰

تلخی محرومیت از تحصیل

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۱ مهر ماه تا ۸ مهر ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

با گذشت تقریبا یک ماه از بازداشت حمیدرضا مرادی سروستانی، از دراویش گنابادی، وی در وضعیت نامعلومی به سر می‌برد. حمیدرضا مرادی سروستانی در تاریخ ۱۳ شهریورماه، توسط مامورین امنیتی بازداشت و به گزارش تارنمای «مجذوبان نور»، از آن زمان تحت شکنجه های جسمی و روانی قرار داده شده تا مجبور به قبول اتهامات واهی مانند عضویت در گروه های مخالف نظام، شود.[1]

dsc02915_2

با شروع ماه مهر در هفته ی گذشته، سیل دانش آموزان و دانشجویان روانه مدارس و دانشگاهای ایران شد. صد البته، مانند سال های گذشته، همانطور که بسیاری موفق شدند وارد دانشگاه شوند، به بسیاری این اجازه داده نشد تا وارد دانشگاه شوند و به تحصیل علم و دانش بپردازند. یکی از بزرگ ترین و در این سی و یک ساله، دائمی ترین گروه، شهروندان بهائی هستند که با آغاز سال تحصیلی، اخبار ممنوعیت از تحصیل آنها در صدر اخبار حقوق بشری قرار می گیرد.

dsc02980

این هفته نیز مانند هفته های گذشته اخبار اخراج دانشجویان بهائی را در این گزارش خواهیم داشت. شنبه دوم مهرماه، منا مومنی دانشجوی ترم ۷ دانشگاه علوم پزشکی شیراز، به دلیل «اعتقاد به دیانت بهائی» از دانشگاه اخراج شد.[2]

حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، در حاشیه جلسه روز یكشنبه هیات دولت در پاسخ به سوالی، مبنی بر این‌كه شنیده شده كه بهایی‌ها با ایجاد كلینیك‌های روانشناسی به ترویج بهاییت می‌پردازند، گفت: بهاییت یك دانشگاه مجازی راه‌اندازی كرده بود و در قالب آن موسسه فعالیت می‌كردند كه موسسه مذكور شناسایی شد و با توجه به فعالیت‌های در مورد ترویج و تبلیغ بهاییت، دستگیر شدند.[3]

dsc02926

خب البته واضح است که اشاره وزیر اطلاعات، به موسسه آموزشی آنلاین بهائیان است که در ابتدای خرداد ماه سال جاری، مورد هجوم نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفت و بسیاری از شهروندان بهائی در رابطه با این موضوع بازداشت شدند، می باشد. دامنه ی این بازداشت ها تا چند ماه بعد نیز ادامه داشت و کماکان عده ای از شهروندان بازداشتی در زندان بسر می برند.

ملیکا وزیرزاده دیگر دانشجوی بهائی است که پس از قبولی در آزمون ۹۰ و پذیرش در دانشگاه قم، از ثبت نامش ممانعت به عمل آمد. اعتقادات دینی وی به عنوان علت این ممانعت ذکر گردیده است.[4] ملیکا وزیرزاده، در کنکور سراسری ۹۰ در رشته زیست شناسی دانشگاه قم پذیرفته شده بود و ۳ مهرماه برای ثبت نام در دانشگاه مزبور مراجعه نموده که پس از صحبت با مسئول ثبت نام، مدیر واحد آموزشی و رئیس حراست و در نهایت با گرفتن استعلام، با این پاسخ مواجه شد که  «از ثبت نام شما در این دانشگاه به دلیل اعتقادات دینی معذوریم» و به این صورت از ثبت نام ایشان ممانعت به عمل آمده است.

dsc02794

شیدا موید دیگر شهروند بهائی بود که دقیقا با چنین مشکلی در دانشگاه شیراز روبرو شد. شیدا موید، شهروند بهایی ساکن تهران، پس از شرکت در آزمون سراسری دانشگاه و کسب رتبه لازم و علی رغم قبولی در دانشگاه شیراز به دلیل اعتقاد به آئین بهائی از ثبت نام و ادامه تحصیل باز ماند.[5] مسئولین دانشگاه به وی اعلام داشتند که به دلیل مصوبه قانونی تنها شهروندان با ادیان رسمی اعلام شده حق تحصیل در دانشگاه‌های کشور را دارند.

این اخراج ها در حالی صورت می گیرد که امسال نیز بسیاری از جوانان بهائی که در کنکور دانشگاه شرکت کردند، با نقض پرونده مواجه و از حضور در دانشگاه محروم شدند. در مقابل، جمهوری اسلامی با اخراج تدریجی اندک دانشجوی بهائی باقی مانده، دسترسی جوانان بهائی را به آموزش عالی بطور کلی قطع کرده است. در هفته های گذشته نیز شاهد بودیم که حداقل چهار دانشجوی بهائی از دانشگاه های ایران اخراج شدند.

در هفته ی گذشته بشیر احسانی فعال حق تحصیل، فعال حقوق کودکان و از اعضای جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، به ۵ سال حبس تعزیری محکوم گردید. اتهام بشیر احسانی «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور(۶۱۰)» بوده است.[6]

اما فرهود اقدسی شهروند بهایی ساکن ارومیه به شش ماه زندان محکوم شده و از تاریخ ۱۷ مرداد ماه سال جاری برای اجرای حکم خود بازداشت و به زندان ارومیه منتقل شده است.[7] اقدوسی به همراه چند تن دیگر از شهروندان بهایی به نام نوید مرغی، چنگیز درگاهی، مسرور فضلی، حمیرا پرویزی و شیوا کریمی در تاریخ ۲۴ فروردین ماه سال جاری محاکمه و در یک جلسۀ دادرسی عمومی برای شان حکم صادر شد. اتهامات مطرح شده برای وی عبارت بودند از: «اقدام علیه امنیت ملّی، تشکیل جلسات تبلیغ و شناسایی مسلمانان به منظور تبلیغ آنها، تشکیل جلسه با مبلغان بهائی حاضر و تشویش اذهان مسلمانان».

dsc02973

گزارش این هفته را با دو خبر آزادی به پایان می بریم. رها ثابت، شهروند بهائی ساکن شیراز، که به دلیل فعالیت های اجتماعی – آموزشی به چهار سال زندان محکوم شده بود، پس از گذراندن دوران محکومیت خود، آزاد شد.[8] رها ثابت در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵ بازداشت و مدتی را در بازداشت موقت گذارند. سپس بطور موقت با قرار وثیقه آزاد شد. وی به همراه دو شهروند بهائی دیگر به نام های ساسان تقوا و هاله روحی که آن ها نیز در پروژه ی آموزشی مشارکت داشتند، در آبان ماه ۸۶، برای پاره‌ای سوالات به دادگاه احضار و سپس دستگیر شدند.

وی به همراه ساسان تقوا و هاله روحی، بجرم انجام فعالیت های اجتماعی و آموزش حدود ۵۰ نفر از جوانان شیراز در حدود سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ در محله ی مهدی آباد شیراز (از محلات محروم شهر شیراز) دستگیر و زندانی شد. این افراد ضمن کمک به دروس مدرسه کودکان، به آموزش اصول اخلاقی، بهداشت و آموزش نقاشی، داستان‌گویی و موسیقی به کودکان کمک می‌کردند. این افراد اکثر دوران محکومیت خود را در سلول‌های انفرادی «بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ شیراز» که یک بازداشتگاه موقت است سپری کرده‌اند.

در خبری دیگر، وجیه ناشری (میرزا گلپور)، شهروند بهائی ساکن ساری که در تاریخ ۲۹ مرداد ماه بازداشت شده بود، روز گذشته از زندان نشتارود تنکابن آزاد گردید.[9] وی به مدت نه روز در انفرادی بازداشتگاه کچویی ساری محبوس بوده و پس از تحمل یک ماه حبس از زندان ساری به زندان نشتارود تنکابن منتقل شده بود. لازم به ذکر است که از جمله اتهامات ایشان نوشتن رنجنامه برای همسرشان است. همسر وی، وجیه الله میرزا گلپور، پیشتر در اردیبهشت ماه سال جاری دستگیر و به جهت تحقیر در سطح شهر گردانده شده بود.



[1] http://www.rahana.org/archives/44638

[2] http://edu-right.net/news/36-news/569-mona-momeni-ekhraj

[3] http://www.ayandenews.com/news/37040

[4] http://www.edu-right.net/news/36-news/574-ekhtajmelikavazirzadeh

[5] http://hra-news.info/1389-01-27-05-26-23/9860-1.html

[6] http://edu-right.net/news/36-news/575-khabarmahkumiatbashirehsani-5years

[7] http://www.rahana.org/archives/44719

[8] http://www.rahana.org/archives/44761

[9] http://www.rahana.org/archives/44809

 
فشار بر اقلیت های مذهبی در داخل، تکذیب در خارج
نوشته شده توسط Farzan
۰۱ مهر ۱۳۹۰

فشار بر اقلیت های مذهبی در داخل، تکذیب در خارج

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۲۵ شهریور ماه تا ۱ مهر ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

در هفته ای که گذشت، حاشیه ها و اخبار مربوط به سفر احمدی نژاد به نیویورک باعث نشد تا حداقل در زمان این سفر، جمهوری اسلامی ماشین دستگیری و تجاوز به حقوق اقلیت های مذهبی را اندکی خاموش نماید. تارنمای مجذوبان نور روز دوشنبه (۲۸ شهریور ماه) اعلام کرد که تعدادی از دراویش گنابادی در اقدامی خودجوش و مسالمت آمیز در اعتراض به بازداشت ها و سرکوب های اخیر اقدام به برگزاری تجمع در مقابل زندان اوین نمودند که به دلیل جو شدید امنیتی و حضور گسترده ی نیروهای امنیتی و گارد ویژه این تجمع برگزار نشد، اما تعدادی از افراد که قصد تجمع داشتند، توسط ماموران امنیتی دستگیر شدند.[1]

کمپین پاسداشت حقوق دراویش، گزارش داده است که طی سالهای اخیر دراویش و بخصوص دراویش سلسه نعمتی اللهی گنابادی شاهد برخورده قهری چون تهدید، تخریب و بستن خانقاه‌ها و حسینیه‌های دراویش از سوی جمهوری اسلامی بوده‌اند که آخرین نمونه این برخوردها بازداشت مدیران سایت مجذوبان نور که به خبرهای این گروه مذهبی می پرداخت، است.

در ادامه آزار و اذیت مستمر شهروندان بهائی در ایران، منزل دو شهروند بهائی به نام های، محمود شهیدی و هوشمند ثنائی، ساکن بجنورد در استان خراسان شمالی روز شنبه ۱۲ شهریور توسط مأموران اطلاعات مورد تفتیش قرار گرفت. با اینکه این خبر روز ۲۶ شهریور ماه منتشر شد، اما از علت این اقدام هنوز اطلاعی در دست نیست.[2] هم چنین روز چهارشنبه ۱۶ شهریور ماه پنج مامور اداره اطلاعات به منزل یک شهروند بهائی شهر قائم شهر به نام فیروزه هاشمی (اولادی) مراجعه کرده که پس از بازرسی و ضبط عکس‌های مذهبی و خانوادگی و کتب مذهبی محل را ترک نمودند.[3]

نقض سیستماتیک و مستمر حقوق بهائیان در ایران به گونه ای شده است که هر هفته، شاهد حداقل یک بازداشتی، تفتیش منزل، اخراج از دانشگاه یا کار هستیم و این جای نگرانی بسیار دارد. در این میان نسبت افراد آزاده شده به بازداشتی های هفتگی به مراتب کمتر است.

شنبه ۲۶ شهریور ماه، آوا توکلی، شهروند بهائی ساکن بندرعباس و دانشجوی رشته هوشبری در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان پس از گذراندن ۴ ترم تحصیلی در این دانشگاه به دلیل بهائی بودن اخراج شد. وی پس از دریافت نامه ای از سازمان سنجش که ایشان را احضار کرده بودند به آنجا مراجعه می کنند و شفاهاً به ایشان گفته می شود که به دلیل اعتقادات مذهبی اخراج هستند و نامه رسمی را نه به خود ایشان بلکه به دانشگاه خواهند فرستاد. توکلی پس از بازگشت به دانشگاه هیچ حکم کتبی ای از دانشگاه نمی توانند دریافت کند.[4]

جمهوری اسلامی سعی می کند بیشتر این اخراج ها را بصورت شفاهی انجام دهد و در اکثر موارد، حکم کتبی به دانشجویان نمی دهند. البته دلیل این کار هم واضح است، جمهوری اسلامی نمی خواهد از این عمل غیرقانونی و غیربشری خود مدرکی به دست سازمان های حقوق بشری و مجامع بین المللی بدهد. اما نکته ای که اهمیت دارد، خیل عظیم جوانان محروم از تحصیل بهائی در ایران است که این خود بزرگ ترین مدرک از نقض حقوق این دسته از شهروندان در ایران است.

آوا توکلی تنها دانشجوی اخراجی هفته ی گذشته نبود. روح الله تشکر و بشیر تشکر، دو دانشجوی بهائی برق دانشگاه صنعتی اصفهان، به علت اعتقاد به دیانت بهائی، از ثبت نام در ترم جدید و ادامه تحصیل منع گردیدند. دلیل منع ثبت نام در سایت رسمی آموزشی، نقص مدارک اعلام شده ولی در مراجعه به آموزش دانشگاه و مسئولین، جوابی دریافت نشد و خواهان مراجعه به حراست دانشگاه شدند و این موضوع را خارج از حیطه مسئولیت و توانایی خود اعلام  کردند. حراست دانشگاه هم مراجعه به ستاد خبری وزارت اطلاعات را تنها راه حل اعلام کرد و گفت که باید نامه ای از آنجا مبنی بر اجازه ادامه تحصیل بیاورید. بامراجعه به ستاد خبری، به صورت تلفنی اعلام کردند که بهائیان حق شرکت در دانشگاه های جمهوری اسلامی را ندارند.[5]

بابک شریفی نیا شهروند بهائی ساکن قائم شهر، با دخالت وزارت اطلاعات از محل کار خود اخراج شد. وی قبلا جهت ادای پاره‌ای توضیحات به ادارهٔ اطلاعات مازندران احضار شده بود. نامبرده که در یک داروخانه مشغول بکار بود، پس از احضار و عدم همکاری با ماموران وزارت اطلاعات از محل کار خود اخراج شد.[6]

هفته ی گذشته برای بهائیان قائمشهر، هفته ی خوبی نبود. در هفته ی گذشته، یک شهروند بهائی بنام فخرالدین صمیمی، در قائمشهر از سوی دادگاه تجدید نظر استان مازندران به شش ماه حبس محکوم شد. نامبرده به اتهام ترویج آئین بهائی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.[7] همچنین شهناز رنجبر و فرهاد سنایی دو تن دیگر از شهروندان بهائی ساکن قائمشهر از سوی دادگاه انقلاب این شهرستان به حبس و جریمه نقدی محکوم شدند. فرهاد سنایی با اتهام تبلیغ علیه نظام به ۵ ماه حبس تعزیری و شهناز رنجبر، دیگر شهروند بهائی ساکن این شهرستان نیز که در خردادماه سال گذشته مدتی زندانی بود، به پرداخت ۳۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده اند.[8]

چهارشنبه ۳۰ شهریور ماه، رامین ایدلخانی، شهروند بهائی، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به رهبری از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب ادبیل به ۲ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از اقامت در استان اردبیل محکوم شده است که این حکم از سوی شعبه ۵ دادگاه انقلاب تائید شد.[9]

اداره اماکن شهر سمنان که اخیرا اقدام به پلمپ ۸۰ واحد صنفی در این شهر کرده است، محل کسب عده‌ای از شهروندان بهائی را به بهانه‌های مختلف پلمپ نموده است. این تعطیلی‌ها که به بهانه‌های مختلف صورت گرفته علی رغم وعده‌های مقامات مربوطه که قرار بر فک پلمپ در طی مدت ۱۰ روز بوده است با گذشت ۱۹ روز تا کنون اقدامی صورت نگرفته است. عینک فروشی زایس، مغازه‌های پلاسکو، آرایشگری، فیل‌تر فروشی، پوشاک، نوشت افزار و... از جمله محل‌هایی هستند که یا تعطیل و یا لغو مجوز شده‌اند.[10]

تارنمای سازمان تبلیغات اسلامی، از انتشار پیش شماره اول فصلنامه تخصصی ادیان خبر داد. سید روح الله دعائی مدیر روابط عمومی پژوهشکده باقرالعلوم گفت: پیش شماره اول فصلنامه تخصصی فرق و ادیان با موضوع فرقه ضاله بهائیت از سوی پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام منتشر شده است.[11]

فصلنامه ای که آغازش با توهین و ایراد اتهامات تکراری به اعتقادات شهروندان بهائی است، قطعنا در ادامه کار، پیکان تیز اتهام و توهین را بسوی دیگر اقلیت های مذهبی نشانه خواهد رفت. فصلنامه ها و نشست هایی که با بودجه بیت المال انجام می شوند؛ بیت المالی که بهائیان هم، بوسیله پرداخت مالیات، یکی از تامین کنندگان آن هستند. انتشار این فصلنامه های و یا برگزاری نشست های بهائی ستیزی، یکی دیگر از موارد آشکار نقض حقوق اقلیت های مذهبی است که سال هاست ادامه دارد.

اما خبر خوب اینکه کیوان رحیمیان و شکیب نصرالله دو نفر از اساتید و مرتبطین با دانشگاه آنلاین بهائیان روز ۳۰ شهریورماه با قرار وثیقه آزاد شدند. این دو نفر به همراه کامران رحیمیان و فاران حسامی در روز ۲۲ شهریورماه امثال در پی احضار به شعبه پنجم دادسرای مستقر در زندان اوین بازداشت شده بودند.[12]



[1] http://www.rahana.org/archives/44529

[2] http://www.rahana.org/archives/44448

[3] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9759-1.html

[4] http://www.rahana.org/archives/44451

[5] http://edu-right.net/news/36-news/549-ekhraj-ruhollah-bashir-tashakor

[6] http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9743-1.html

[7] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9738-1.html

[8] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9753-1.html

[9] http://www.rahana.org/archives/44562

[10] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9806-1.html

[11] http://www.ido.ir/n.aspx?n=13900630405

[12] http://edu-right.net/news/36-news/562-rahimian-nasrolah-released

 
نقض گسترده حقوق اقلیت های مذهبی در ایران
نوشته شده توسط Farzan
۲۶ شهريور ۱۳۹۰

نقض گسترده حقوق اقلیت های مذهبی در ایران

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۱۸ شهریور ماه تا ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

متاسفانه گزارش های هفتگی و ماهیانه مربوط به نقض حقوق اقلیت های مذهبی در ایران نه تنها با گذشت زمان کمتر نمی شود، بلکه هر هفته بر مقدار آن افزوده می گردد؛ این آژیر خطری است که باید جدی گرفته شود. صدای همین آژیر خطر بود که باعث شد شیرین عبادی در نامه ای به گزارشگر ویژه حقوق بشر، از وی بخواهد "از هر طریق ممکن نسبت به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کرده و توجه دولت جمهوری اسلامی ایران را به رعایت و تضمین حقوق شهروندان خود جلب کند."[1]

در هفته ی گذشته دو شهروند بهائی و فعال حقوق کودک از سوی دادگاه انقلاب هر یک به یکسال حبس تعزیری محکوم شدند.[2] این دو فعال حقوق کودک که از شهروندان بهائی ساکن مشهد می باشند، ضیائیه اسحاقی و فرهاد امری نام دارند که به اتهام احداث مهد کودک غیر قانونی به یک سال حبس تعزیری در طی ۵ سال محکوم شدند.

در چند هفته ی گذشته از فشار بر بهائیان روستای کتا گفته بودیم. خوشبختانه هشت نفر از شهروندان بهائی، که در خرداد و تیر امسال در یاسوج، اصفهان و استان فارس بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، آزاد شدند.[3] پنج نفر از این بازداشت شدگان، به نام‌های کیومرث بهین آئین از بهارستان اصفهان، شمیم بهین آئین ۱۸ ساله از بهارستان اصفهان، سینا روان کرد از یاسوج، بهنوش دادگر از اصفهان و ملیحه روزبهی (روزخوش) از شهرستان اوز، لارستان فارس، روز دوشنبه ۱۴ شهریور ماه با تودیع وثیقه‌های ۵۰ میلیونی و جواز کسب آزاد شدند. سه نفر دیگر از این افراد به نام‌های پروانه روزبهی از کتا و بهروز روزبهی از شیراز در تاریخ ۱۲ شهریور ماه آزاد شده بودند. همچنین میترا برازنده نیز که تنها ۱۷ سال سن داشتند در اواسط مرداد ماه آزاد شد.

بنا به گزارش سرویس خبری جامعه بهائی، به کاویز نوزدهی، سیما اشراقی (اقدس زاده) و سیما رجبیان، از زندانیان بهائی در مشهد، سه روز مرخصی داده شده است.[4] همچنین، سینا گرشاسبی که اخیراً از کانادا به تنکابن (استان مازندران) آمده، به دادگاه احضار و به خاطر ترک کشور بدون اجازه، به شش ماه زندان محکوم شده است. درحال حاضر مشخص نیست آیا وی در عمل دوران محکومیت خود را شروع کرده است یا خیر.[5]

اما ثمین احسانی، یکی دیگر از شهروندان بهائی فعال در زمینه حقوق کودکان، که از خرداد ماه جاری بازداشت شده بود، در هفته ی گذشته آزاد شد.[6] این شهروند بهائی ۱۱ روز اول بازداشت خود را در سلول‌های انفرادی بند ۲ الف زندان اوین و سپس در سلول‌های چند نفره بند ۲ الف زندان اوین به سر برده بود. احسانی ساعت دو بعد از ظهر روز شنبه ۱۹ شهریور ماه با قرار وثیقه ۱۸۵ میلیون تومانی از بند ۲ الف زندان اوین آزاد شد.

آزادی ثمین احسانی تنها خبر خوب برای جامعه بهائیان ایران در هفته ی گذشته نبود، واحد خلوصی، فعال حق تحصیل و دانشجوی محروم از تحصیل بهائی نیز روز ۲۱ شهریورماه با تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد.[7] در همین روز مسعود محمودی، از بهائیان ساکن شیروان در استان خراسان شمالی، که در ارتباط با دانشگاه آنلاین بهائی بازداشت شده بود، با قرار وثیقه به ارزش ۱۰۰ میلیون تومان آزاد شد.[8]

در حالی که این چند شهروند بهائی از زندان آزاد شدند، افشین ایقانی، شهروند بهائی ساکن سمنان، در پی تائید حکم نهایی ۴ سال و ۳ ماه و یک روز زندانش، روز بیست و یکم شهریور ماه خود را جهت اجرای حکم به زندان سمنان معرفی کرد.[9] اتهامات وی «تشکیل گروه‌هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه‌های مخالف نظام» عنوان شده است. در حکم ایشان آمده است که به تشخیص کار‌شناسان وزارت اطلاعات همۀ دارایی‌های او که مربوط به اتهاماتش است مصادره می‌شود.

ترکه ی محرومیت از تحصیل در هفته ی گذشته بازهم بر پیکر جوانان بهائی فرود آمد تا برای هزارمین بار شاهد محرومیت از تحصیل جوانان بهائی در سرزمین مادری باشیم. حنانه کنعانی، دانشجوی بهائی، پس از ۶ ترم تحصیل در دانشگاه فردوسی مشهد، به دلیل اعتقاد به آئین بهائی از تحصیل محروم شد.[10] مسئولین دانشگاه به نامبرده هنگام ثبت نام برای ترم جدید اعلام کردند که پرونده تحصیلی وی در این دانشگاه به دلیل باورهای مذهبی راکد و بسته شده است و دیگر حق ادامه تحصیل در این دانشگاه را ندارد و باید برای پاره‌ای توضیحات به حراست دانشگاه خود را معرفی نماید.

شهره روحانی، شهروند بهائی دیگری است که سرنوشتی مشابه حنانه کنعانی دارد. شهره روحانی دارای رتبه ۱۵۱ در رشته زبان به خاطر بهائی بودن محروم از تحصیل شده است.[11] شهره روحانی در مورد محرومیتش از تحصیل چنین می گوید: «در کنکور سراسری در رشته زبان شرکت کردم و رتبه ۱۵۱ را کسب کردم اما پس از اعلام نتایج نهایی بجای رشته قبولی برای من نقص پرونده درج گردیده که به سازمان سنجش مراجعه کردم که به من گفته شد به دلیل بهائی بودن شما این وضعیت پیش آمده و چون شما بهائی هستید حق ورود به دانشگاه را ندارید.»

دانشگاه آنلاین بهائی! نامی که این روزها آشنای تمامی ایرانیان و در صدر اخبار حقوق بشری است. در کنار محرومیت سی و یک ساله جوانان بهائی، که دو نمونه اش را در بالا خواندید، بازداشت اساتید و مسئولین دانشگاه آنلاین بهائی که پاسخی به نیاز علم آموزی این دسته از جوانان ایرانی بوده، پاسخی که وظیفه ی دولت هرکشوری است که آن را اجابت نماید، کماکان ادامه دارد.

سه شنبه ۲۳ شهریورماه ۹۰، چهار تن از اساتید دانشگاه علمی بهائیان، پس از احضاری تلفنی به دادسرای شهید مقدس شعبه ۵ بازپرسی جنب زندان اوین، بازداشت شدند.[12] شکیب نصر الله، کیوان رحیمیان، کامران رحیمیان و فاران حسامی، از مدرسان رشته روانشناسی این دانشگاه هستند که پیشتر نیز هریک ۲ بار به طور جداگانه مورد احضار، بازجویی و تهدید قرار گرفته بودند. این در حالی است که دو هفته پس از تهدید ایشان به اخراج از مشاغلشان در مراکز مشاوره روانشناسی، هر چهار نفر، مجبور به قطع همکاری با این مراکز شده بودند.

اما در ادامه فشار بر دراویش گنابادی در شهرستان کوار، ابراهیم فضلی که روز یک شنبه ۱۳ شهریور در ورودی این شهرستان مورد اصابت گلوله ی مستقیم از طرف مامورین نیروی انتظامی قرار گرفته بود،  پس از انتقال به بیمارستان رجایی شیراز و انجام رسیدگی‌های پزشکی تحت تدابیر امنیتی عصر روز شنبه ۱۹ شهریورماه  توسط نیروهای لباس شخصی به مکان نامعلومی منتقل شد.[13] ابراهیم فضلی به همراه اصغر کریمی و محمد علی سعدی  زیر نظر مامورین امنیتی و انتظامی در بیمارستان رجایی شیراز بستری  بودند٬ به نحوی که مامورین نیروی انتظامی با اسلحه در فضای بیمارستان نگهبانی می‌دهند.

همزمان با این آدم ربایی! فرزانه نوری یکی دیگر از دراویش گنابادی روز یکشنبه ۲۰ شهریور ماه در شهر شیراز بدون ارائه حکم قانونی و قضایی توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ در همین روز فرشید یداللهی وکیل دراویش گنابادی نیز، در شهر شیراز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.[14]

خبر خوب اینکه روز شنبه ۱۹ شهریور ماه چهارده نفر از دروایش گنابادی با صدور قرار کفالت (ضمانت با فیش حقوقی) از زندان عادل آباد شیراز آزاد شدند. برای یازده تن دیگر از دراویش گنابادی بازداشت شده که در زندان عادل آباد شیراز نگهداری می شوند قرار تامین کیفری وثیقه اعلام گردیده است که این دراویش حاضر به تودیع وثیقه نشده اند و همچنین از آقایان حسن ویس قلی، خسرو درّی، حسین اسدی، مجید متقیان تا کنون هیچ اطلاعی در دست نیست.[15]

آخرین خبر اینکه، دادستان تهران با مرخصی ماموستا محمد برائی از علمای اهل سنت و شهروند کرد زبان ساکن بوکان مخالفت کرد.[16] ماموستا محمد برائی به دلیل تبلیغ و برگزاری مراسم مذهبی، تشکیل جلسات مذهبی به همراه هفت نفر از شاگردانش در خرداد ۱۳۸۸ در شهرستان بوکان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و نزدیک به دوسال برای اعتراف در سلول های انفرادی وزارت اطلاعات شهرستان بوکان و ارومیه و بند های امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین تحت فشار بود.



[1] http://www.rahana.org/archives/44400

[2] http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9613-1.html

[3] http://chrr.biz/spip.php?article15928

[4] http://news.persian-bahai.org/2011091007

[5] http://news.persian-bahai.org/2011091001

[6] http://www.rahana.org/archives/44215

[7] http://edu-right.net/news/36-news/533-vahed-released

[8] http://edu-right.net/news/36-news/534-masoud-mahmudi-release

[9] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9687-1.html

[10] http://hra-news.org/1389-01-27-05-26-23/9654-1.html

[11] http://www.rahana.org/archives/44410

[12] http://www.rahana.org/archives/44363

[13] http://www.rahana.org/archives/44194

[14] http://www.rahana.org/archives/44243

[15] http://www.rahana.org/archives/44267

[16] http://www.rahana.org/archives/44444

 
بهائیان، دراویش، گروه بعدی که خواهد بود؟
نوشته شده توسط Farzan
۱۸ شهريور ۱۳۹۰

بهائیان، دراویش، گروه بعدی که خواهد بود؟

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۱۱ شهریور ماه تا ۱۸ شهریور ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

فشار بر اقلیت های مذهبی، در ایران، به امری عادی تبدیل شده است. دولت جمهوری اسلامی، بی پروا به آزار و اذیت پیروان ادیان دیگر می پردازد. در هفته ای که گذشت باز هم مانند هفته های گذشته شاهد اذیت و آزار دگراندیشان و اقلیت های مذهبی بودیم.

در هفته ی گذشته و در شهر سمنان، مامورین اداره اماکن به بازرسی تمام فروشگاه های متعلق به بهائیان سمنان پرداختند. به گفته یکی از این مامورین، این بازرسی های گسترده به دستور اداره اطلاعات بوده است تا بهانه ای هر چند کوچک در جهت پلمپ فروشگاه ها پیدا کنند.[1]

پیش از این در تاریخ ۲۷ مرداد سال جاری، مغازه عینک فروشی زایس متعلق به سیامک ایقانی، یکی از بهائیان سمنان که به علت اعتقاد به آیین بهائی در حال گذران ۳ سال حبس در این شهر می باشد، توسط مامورین اماکن، پلمپ شده بود. در هفته ی گذشته فعالیت مامورین اماکن تنها به بازرسی مغازه ها محدود نشد.

در تاریخ ۱۲ شهریور ماه فروشگاه رشیک به مدیریت سپهر سبحانی نیز، در شهر سمنان، پلمپ شد. این پلمپ در پی بازرس های گسترده مغازه بهائیان سمنان صورت گرفته است. مامورین علت پلمپ مغازه ی سپهر سبحانی را بهانه واهی پیدا کردن عکس یک خواننده در کامپیوتر شخصی وی اعلام کردند. تا کنون پنج باب مغازه متعلق به بهائیان سمنان پلمپ شده است.[2]

در همین روز، واحد خلوصی فعال حق تحصیل، برای دومین مرتبه پس از بازداشت، طی تماس تلفنی کوتاه از سلامت حال خویش خبر داد. همچنین با گذشت نزدیک به دو هفته از بازداشت وی، از وضعیت پرونده و اتهامات این دانشجوی محروم از تحصیل اطلاعی در دسترس نیست. با وجود تلاش‌ها و پیگیری‌های پی در پی خانواده این فعال حق تحصیل، همچنان از وضعیت نگهداری و پرونده وی اطلاعاتی در دسترس نیست و تا امروز امکان ملاقات خانواده‌اش با وی فراهم نشده است.[3]

در حالی که در سمنان، مغازه های بهائیان را پلمپ می کردند، نشستی با عنوان «سراب، بهائیت آنگونه که هست» با موضوع بررسی فرقه بهائیت، روز سیزدهم شهریور در فرهنگ‌ سرای شفق برگزار شد.[4] به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای شفق، این نشست با هدف افزایش سطح آگاهی و شناخت دینی و ارتقای روحیه استکبار ستیزی و دشمن‌شناسی شهروندان برگزار می‌شود.

برگزاری چنین نشست هایی در حالی صورت می گیرد که شهروندان بهائی از حق پاسخگویی به چنین اتهاماتی محروم هستند و در صورت پاسخگویی دستگیر و روانه زندان می شوند. بنظر می آید جمهوری اسلامی بهتر است تعریف خود را از «استکبار» و «دشمن» تغییر دهد تا بتواند با شهروندانش تعاملی سازنده داشته باشد.

۱۳ شهریور ماه، علیرضا روشن روزنامه‌نگار و تعدادی دیگر از مسئولان تارنمای مجذوبان نور و دروایش گنابادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شدند. همچنین  تارنمای مجذوبان نور گزارش داد که تعدادی از مسئولان و همکارانش بازداشت شده‌اند. این تارنما از بازداشت حمید مرادی سروستانی، رضا انتصاری، علیرضا روشن، علی کرمی، مهدی اسنالو، مهدی حسینی، علی آسترکی، مصطفی عبدی و مهران رهبر خبر داده است.[5]

اما بازداشت دراویش گنابادی، تنها به بازداشت مسئولان تارنمای مجذوبان نور محدود نشد. پیش‌تر در پی حمله نیروهای بسیجی و لباس شخصی با شعار «مرگ بر درویش آمریکایی» در روز جمعه ۱۱ شهریور به دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهرستان کوار از توابع استان فارس، که به شلیک گازاشک‌آور و تیراندازی انجامید  تعدادی از دراویش بازداشت و زخمی شدند. موج بازداشت‌های غیرقانونی دراویش گنابادی ساکن کوار در ساعات پایانی روز شنبه ۱۲شهریور آغاز شد. ماموران لباس شخصی  بدون داشتن حکم بازداشت به منازل دو تن از دراویش با نام‌های شهباز زارع و امان‌الله چراغی وارد شده،  اما به خاطر عدم حضور این دو درویش در منزل، پدران آنها با نام‌های منوچهر زارع و حسن‌قلی چراغی را بازداشت کرد‌ند.

تارنمای مجذوبان نور گزارش داده است که ظهر یکشنبه ۱۳ شهریور ماه نیز جمعی از دراویش سیرجان و شهر کرد که به سوی کوار در حرکت بودند، توسط نیروهای لباس شخصی و انتظامی به نام های احمد رضا حسینی، اکبر احمدی، مهدی عزیزی، محمد موسوی، جمال حسینی، خسرو دری، حسن ویس قلی، حسین اسدی، مجید متقیان و حمید پوررضا قلی بازداشت شده‌اند. همچنین مقارن بامداد روز ۱۳ شهریور ماه نیز ۱۳ نفر لباس شخصی به همراه دو سرباز، به خانه‌ی عبدالرضا آرایش از دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی حمله‌ور شده و او را دستگیر و به محلی نامعلوم منتقل کرده‌اند. ماموران لباس شخصی در جریان این دستگیری ها مدارک شخصی و اقلام فرهنگی موجود در خانه های این دراویش را نیز با خود برده‌اند.

گزارش ها حاکی از آن است که ۲۵ نفر از دراویش سلسله نعمت اللی گنابادی در تاریخ ۱۵ شهریور ماه به بازداشتگاه مرکزی زندان عادل آباد شیراز منتقل و روانه بازداشتگاه شده اند.[6] علاوه بر این بازداشت ها، سه تن از وکلای این دراویش که جهت مذاکره به فرمانداری  شهر کِوار در استان فارس مراجعه کرده بودند، پس از مراجعه بازداشت شدند.[7]

ظاهرا ماجرای دستگیری دراویش در هفته ی گذشته با دستگیری وکلا هم خاتمه پیدا نکرد. در تاریخ ۱۶ شهریور ماه نیروهای امنیتی و لباس شخصی با مراجعه به منزل شخصی صالح مرادی سروستانی در شیراز، ایشان را بدون ارائه حکم قضایی و قانونی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل نموده اند.[8] ایشان برادر حمید مرادی سروستانی است که توسط نیروهای امنیتی در تاریخ ۱۳ شهریور ماه بازداشت شده بود.

اما سایت ملل نیوز، از فعالیت های تبشیری زرتشتیان زیر چتر جریان انحرافی پرده برداشت![9] این سایت در مورد فعالیتهای تبشیری زرتشتیان چنین می گوید: «درچند سال اخیر مقابله دستگاه های فرهنگی با فرقه ی بهائیت و مسیحیت تبشیری و همچنین مقابله با رشد و فعالیت عرفانهای نوظهور؛ از یک سو و ترویج عقاید جریان انحرافی با محور ایرانیت باستان فضا و خلاء خاصی را برای زرتشتیان بوجود آورده است. فعالیتهای تبلیغی زرتشتیان با شعار میهن پرستی، کوروش و داریوش گرایی به مراتب خطرناک تر از تحرکات تبلیغی بهائیت و مسیحیت تبشیری می باشد و در دراز مدت اثرات سوء بسیاری بر امنیت ملّی، سلامتی معنوی کشور و نوع رابطه سایر کشورهای اسلامی با ایران را در پی خواهد داشت.»

ظاهرا هفته ی گذشته بغییر از بهائیان و دراویش، زرتشتیان نیز از هجوم دستگاه های اطلاعاتی و رسانه های حکومتی، در امان نبوده اند. این در حالی است که پیشتر و در هفته های گذشته نیز، خبرهایی هرچند کوچک، در مورد زرتشتیان موجود بود و بنظر می رسد حکومت قصد دارد افکار عمومی را برای حمله علیه زرتشتیان آماده کند.

پس از گذشت حدود دو ماه و نیم از بازداشت فرهود اشتیاق شهروند بهائی و انتقال وی به زندان مشهد، قرار بازداشت موقت وی به مدت دو ماه دیگر تمدید شد. این درحالی است که همسر و دو دختر خردسال ایشان برای ملاقات با وی به دلیل بعد مسافت از اصفهان تا مشهد با مشکلات زیادی روبه رو هستند. همچنین در خبری دیگر و در ادامه اعمال فشار بر شهروندان بهائی، بعداز ظهر روز دوشنبه چهاردهم شهریورماه، چهارتن از ماموران امنیتی با در دست داشتن حکم تفتیش از سوی دادگستری، به منزل عنایت الله سنایی مراجعه کرده و ضمن ارعاب، توهین و فحاشی به ایشان و باورهای دینی وی، اقدام به ضبط کتب و آثار مربوط به دیانت بهائی و نیز پاره کردن تصاویر مذهبی کردند. این تفتیش خشونت بار در حالی صورت گرفت که یکی از ماموران در مقابل اعتراض آقای سنایی نسبت به توهین‌ها و رفتار غیر قانونی، وی را مورد ضرب و شتم قرار داده و ضربه‌ای به صورت ایشان وارد کردند که منجر به بروز درد شدید در صورت و گوش شد. در ‌‌نهایت با مراجعه به بیمارستان پزشکان اعلام کردند که این ضربه موجب به پارگی پردهٔ گوش آقای سنایی شده است.[10]

اما وضعیت بهائیان روستای کتا، از توابع شهرستان یاسوج، بعد از گذشته هفته ها نه تنها بهتر نشده بلکه فشارها افزایش نیز یافته است. گزارش‌های متعدد از کتا و یاسوج حاکی از آنست که در هفته‌های اخیر حملات سازمان یافته علیه جامعه بهائیان روستای کتا واقع در یاسوج شدت بی‌سابقه‌ای یافته است.[11]

در این مدت اهالی بهائی این روستا با احضار به دادگاه و در بعضی موارد بازداشت و حبس، برای فروش زمین‌ها و ترک روستایشان تحت فشار قرارگرفته‌اند. مقاومت اهالی بهائی این روستا در قبال فروش زمین‌هایشان منجر به افزایش فشارها شده است، این در حالی است که کلیه‌ی زمین‌های بهائیان در سال گذشته ضبط شده و تنها یک جریب به جهت امرار معاش به هر خانواده داده شده است. از تیر ماه سال جاری نیز و با آغاز موسم کشاورزی، اکثر مردان روستا بازداشت شده و به زندان یاسوج و از آنجا به اصفهان و افراد جوان‌تر متعاقبا به زندان اوین اعزام شدند. خانواده‌های این افراد نیز با بی‌حرمتی و ارعاب مواجه شده و به ترک محل سکونت خود ترغیب گردیدند.

همزمان با ادامه حملات ، روند احضار ساکنان بهائی باقیمانده که اکثرا زنان روستائی هستند به دادگاه انقلاب اصفهان شدت یافته است تا مجبور به واگذاری زمین‌های خود و کوچ از منطقه گردند.

بعد از روستای ایول، اکنون کتا دومین مورد در چند سال اخیر است که جمهوری اسلامی در جلوی چشمان جامعه جهانی و سازمان های مدافع حقوق بشر، دست به تخریب خانه های بهائیان می زند. کاری که شاید در قرون وسطی قابل چشم پوشی بود، اما در دهکده ی جهانی کنونی و انفجار اطلاعات، تخریب خانه، غصب زمین و آواره کردن اهالی یک روستا، به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نیست.



[1] http://khabarnavard.blogspot.com/2011/09/blog-post.html

[2] http://www.rahana.org/archives/44075

[3] http://edu-right.net/news/36-news/527-vahed-bikhabari

[4] http://www.pana.ir/NSite/FullStory/News/?Id=125949

[5] http://www.rahana.org/archives/44011

[6] http://networkedblogs.com/mFW9d

[7] http://www.rahana.org/archives/44109

[8] http://www.rahana.org/archives/44159

[9] http://www.melalnews.com/index.php?option=com_content&view=article&id=30843:1390-06-13-10-27-48&catid=1:latest-news&Itemid=87

[10] http://chrr.biz/spip.php?article15915

[11] http://chrr.biz/spip.php?article15893

 
بازداشت ها تمامی ندارد
نوشته شده توسط Farzan
۱۱ شهريور ۱۳۹۰

بازداشت ها تمامی ندارد

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۴ شهریور ماه تا ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

در هفته ی گذشته، فشار بر اقلیت های مذهبی مخصوصا بهائیان ادامه داشت. در این هفته شاهد بازداشت و همچنین محرومیت از تحصیل برای این دسته از شهروندان ایرانی بودیم. فشارهایی که هفته هاست به اشکال مختلف تکرار می شود.

اولین خبر هفته ی گذشته مربوط می شود به بازداشت وجیه ناشری. وجیه ناشری شهروند بهائی ساکن ساری و همسر وجیه‌الله میرزاگلپور که پیش از این به دلیل اعتقاد به دیانت بهائی در سطح شهر گرداننده شده بود، بازداشت شد.[1] خانم گلپور ۶۰ ساله و از بیماری‌هایی مانند معده درد رنج می‌برد. با وجود گذشت ۸ روز از بازداشت، وی همچنان بدون ملاقات است و تلاش همسر وی برای رساندن داروها که برای سلامت وی ضروری است بی‌نتیجه مانده. به نظر می‌رسد پرونده‌ی خانم ناشری به دلیل نوشتن رنج نامه و در ادامه‌ی پرونده‌ی همسرش، وجیه‌الله میرزاگلپور است.

اما به دنبال اعلام عفو عمومی از سوی دادستانی و آزادی تنی چند از زندانیان سیاسی در هفته ی گذشته، سوسن تبیانیان و آرتین غضنفری دو زندانی بهائی نیز از زندان آزاد شدند.[2]

در همین روز و در شهر شیروان در استان خراسان شمالی، مسعود محمودی از شهروندان بهائی ساکن این شهر توسط مامورینی مسلح بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.[3] این یورش در حالی صورت گرفته است که مسعود محمودی مشغول به تدریس خصوصی زبان انگلیسی در منزل یکی از شاگردان مسلمانش در بجنورد، شهر مجاور شیروان، بوده است. در این هجوم، گروهی ناشناس با اسلحه و دوربین فیلم برداری برای دستگیری وی با زور وارد منزل می شوند.

ساعاتی بعد، دو نفر که خود را مامورین اداره آگاهی معرفی کرده بودند، با حکمی از دادسرای بجنورد به منزل مسعود محمودی در شیروان مراجعه کرده و در عین بازرسی و فیلم برداری از منزل، به ضبط وسایلی مانند کامپیوتر، کتب، مطالب مربوط به دیانت بهائی، شناسنامه و پاسپورت نامبرده پرداخته اند. برخورد مأموران مودبانه گزارش شده است.

لازم به ذکر است که مسعود محمودی پیشتر در اواسط تیر ماه ۱۳۹۰ در ارتباط با موسسه علمی آزاد بهائیان در بجنورد مورد بازجویی قرار گرفته و ضمن بازجویی، در صورت ندادن تعهد به عدم همکاری با موسسه، تهدید به زندان شده بود.

همگام با دستگیری استاتید و دانشجویان موسسه آزموشی بهائیان که از خرداد ماه آغاز و همچنان ادامه دارد، یک دانش‌آموز بهائی در اصفهان به خاطر اعتقاد به دیانت بهائی از ادامه تحصیل بازماند و مسئولان مدرسه حاضر به ثبت نام وی نیستند.[4] کیمیا رحیمی شهروند بهائی ساکن اصفهان که سال دوم رشته‌ی گرافیک در هنرستان ایران  می‌گذراند در سال تحصیلی ۱۳۸۹-۹۰ از طرف مدیر مدرسه مرتّبا به بهانه تبلیغ دیانت بهائی احضار و مورد تهدید واقع می‌شد.

بنظر می آید که جمهوری اسلامی به شدت و با جدیت هرچه تمام تر در صدد است تا پروژه محرومیت کامل جوانان بهائی از تحصیلات عالیه را به سرانجام برساند؛ طرحی که از ابتدای انقلاب اسلامی در دستور کار رژیم قرار داشت. جمهوری اسلامی با این کار دو هدف عمده را پی گیری می کند، ابتدا با این عمل مانع از ترقی علمی این دسته از ایرانیان می شود و از آنجایی که تجربه جمهوری اسلامی نشان داده که بهائیان به هیچ عنوان از حق تحصیل کنار نمی آیند، از این ابزار در کنار دیگر روش های آزار و اذیت، برای بیرون راندن بهائیان از ایران استفاده می کند.

خبر خوب اینکه، زندانی مسیحی واهیك آبراهامیان كه توسط ماموران امنیتی شهرستان همدان بازداشت شده بود سرانجام پس از تحمل ۳۵۹روز بازداشت و بلاتكلیفی در روز دوشنبه هفتم شهریور ماه ۱۳۹۰ از زندان همدان آزاد شد. گفته می شود اتهام این شهروند مسیحی، تبلیغ و ترویج مسیحیت در بین فارسی زبانان و ارتباط با عوامل بیگانه می باشد.[5]

البرز نورانی، دانشجوی ورودی سال ۸۹ دانشگاه شریف، رشته‌ی علوم کامپیوتر به دلیل «اعتقاد به دیانت بهائی» از این دانشگاه اخراج شد.[6] بنا بر گزارشات رسیده، دسترسی این دانشجو از تاریخ اول شهریور ۱۳۹۰ به سایت رسمی آموزش دانشگاه شریف «غیر مجاز» اعلام شد و در پی مراجعات وی به مسئولین دانشگاه به وی ابلاغ شد که «دستور اخراج وی از مقامات بالاتر» صادر شده است و وی برای پیگیری بیشتر باید به هسته ی گزینش دانشجو در وزارت علوم مراجعه کند. در ادامه ی مراجعات این دانشجو به بخش گزینش وزارت علوم، آقای دکتر نوربخش مسئول این بخش، صراحتا علت اخراج وی را «اعتقاد به دیانت بهائی» عنوان کرده است.

این در حالی است که برادر البرز نورانی، سما نورانی دانشجوی اخراجی بهائی از دانشگاه سهند تبریز در رشته ی مهندسی پزشکی است که در حال سپری کردن حکم یک سال حبس تعزیری خود در بند ۳۵۰ زندان اوین می باشد.

ثمین احسانی، شهروند بهائی که از تاریخ ۲۶ مرداد ماه در بازداشت به سر می‌برد، ضمن تماس تلفنی با خانواده از انتقال خود به بند عمومی زندان اوین خبر داد. ثمین احسانی شهروند بهائی که پس از مراجعه به دادسرای اوین در جهت حل مشکل پاسپورت خود، بازداشت شده بود، اکنون در بند عمومی زندان اوین محبوس می باشد.



[1] http://www.rahana.org/archives/43678

[2] http://chrr.biz/spip.php?article15740

[3] http://khabarnavard.blogspot.com/2011/08/blog-post_29.html

[4] http://www.rahana.org/archives/43759

[5] http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2719:-q-q-&catid=52:iranianchristian&Itemid=282

[6] http://www.chrr.biz/spip.php?article15836

 
نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به دکتر کامران دانشجو
نوشته شده توسط Farzan
۰۷ شهريور ۱۳۹۰

نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به  دکتر کامران دانشجو

bic

۴ شهریور ۱۳۹۰

آقای دکتر کامران دانشجو
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
جمهوری اسلامی ایران

مقام محترم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری،

خبرگزاری دانشجویان ایران در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ گزارش داد که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مؤسّسۀ علمی آزاد جامعۀ بهائی را غیر قانونی اعلام نموده است. این اعلامیّه چندین روز بعد از یورش ماٴمورین دولتی به منازل حدود سی نفر از بهائیان وابسته به آن مؤسّسه و بازداشت تعدادی از این افراد منتشر شد.

a0331817

همان‌ طور که مستحضرید، بلافاصله پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ بر خلاف قوانین وقت، دانشجویان بهائی از دانشگاه‌های کشور اخراج شدند و اساتید بهائی از سمت‌های خود برکنار گردیدند. دولت در اجرای این بی‌عدالتی اصرار می‌ورزید و مراجعه به اولیای امور برای یافتن راه حلّی مناسب به جایی نرسید تا آنکه در اواخر دهۀ ۱۳۶۰ کاملاً روشن شد که ثبت نام جوانان بهائی در دانشگاه‌ها بدون انکار عقاید مذهبی‌شان میسّر نیست و حکومت نیز تغییری در این وضع نخواهد داد. تحت این شرایط تأسیس یک دانشگاه رسمی برای بهائیان به وضوح غیر ممکن بود زیرا در برابر مخالفت علنی دولت اقدام به کسب مجوّز برای این کار عملی بی‌فایده، غیر معقول و حتّی تحریک‌آمیز بود. در نتیجه جامعۀ بهائی ترتیباتی غیر رسمی فراهم نمود تا از خدمات داوطلبانۀ اساتید اخراجی برای تدریس جوانان بهائی استفاده شود.

از آنجایی که هر تلاش آموزشیِ جدّی از نوعی هماهنگی بهره‌مند می‌گردد، این اقدام نیز به مرور به شکلی منظّم‌تر درآمد و بعداً نام مؤسّسۀ علمی آزاد را به خود گرفت. اگرچه جامعۀ بهائی در اوایل هرگز این ابتکار را اعلان عمومی نکرد با این حال به تدریج دیگران، چه در ایران و چه در خارج، از ماهیّت و جدّیّت این اقدام مطّلع شدند و داوطلب کمک به آن گردیدند. جامعه مصمّم بود که احتیاجات تحصیلی کلّیّۀ جوانان خود را تاٴمین نماید و در نتیجه این برنامه به مرور توسعه یافت ولی در هر حال به صورت یک فعّالیّت داخلی جامعه باقی ماند بدین معنا که دایرۀ فعّالیّتش منحصر به جامعۀ بهائی بود و با آموزش عموم مردم سر و کاری نداشت. کلاس‌ها اکثراً در منازل بهائیان برگزار می‌شد. شرکت در آن داوطلبانه و بهره‌مندی از آن محدود بود.

دانشجویان انتظار دریافت مدرک رسمی نداشتند و قول مزایای دیگر از قبیل افزایش امکان استخدام به کسی داده نمی‌شد. هدف، پرورش فکری جوانان بهائی آن مرز و بوم و آمادگی بیشتر آنان برای خدمت به اجتماع بود. در حقیقت این فعّالیّت جامعۀ بهائی را می‌توان در مقیاسی کوچک با تلاش پدر و مادری مقایسه نمود که در محیط خانواده و به طور خصوصی آموزش فرزندان خود را که از حضور در مدارس عمومی محروم شده‌اند به عهده می‌گیرند. مگر نه این است که تعلیم خانگی و تدریس خصوصی از قدیم الایّام در بین ایرانیان دانش‌پرور معمول و مرسوم بوده است؟

دولت جمهوری اسلامی از آغاز بارها کوشیده است که پیشرفت این برنامه را مسدود سازد و مشکلاتی برای شرکت‌کنندگانش به وجود آورد. منازلی که کلاس‌ها در آنجا تشکیل می‌گردید مورد حمله و یورش ماٴمورین امنیّتی واقع می‌شد. کامپیوتر‌ها، کتاب‌ها و دیگر وسایل آموزشی که با مشقّت و زحمت فراوان تهیّه شده بود به تاراج ‌می‌رفت. بسیاری از کسانی که در این مجهودات شرکت داشتند بازداشت می‌شدند و تحت فشار قرار می‌گرفتند تا تعهّد بدهند که در راه کمک به تحصیل جوانان فعّالیّت نخواهند کرد. یورش سال ۱۳۷۷ به بیش از ۵۰۰ خانۀ بهائی در سراسر ایران نمونه‌ای از این آزار و اذیّت‌ها است و در عین حال جنبۀ خصوصی و خانگی بودن این اقدام آموزشی را به خوبی نشان می‌دهد.

آن جناب به خوبی آگاهند که این اقدامات در راستای سیاست‌گذاری رسمی دولت و مبارزه‌ای سازمان‌یافته به منظور نابودی جامعۀ بهائی در مقام موجودیّتی زنده و پویا در آن مملکت بوده است. سند محرمانه‌ای که در سال ۱۳۶۹ از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر شد و به تصویب مقام رهبری رسید موضع جمهوری اسلامی را نسبت به جامعۀ بهائی روشن می‌سازد و مشخّص می‌نماید که باید با بهائیان به نوعی رفتار شود که "راه ترقّی و توسعۀ آنان مسدود شود." یک نسخه از این سند جهت ملاحظۀ آن مقام محترم به پیوست تقدیم می‌گردد. یقیناً مطّلع هستید که بخشی از این سند تحت عنوان "جایگاه فرهنگی" صریحاً اعلام می‌دارد که بهائیان باید "در دانشگاه‌ها چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهائی‌اند از دانشگاه محروم شوند."

تجارب سال‌های بعد از صدور این سند ثابت کرده است که سیاست ممانعت از ورود بهائیان به مؤسّسات آموزش عالی کشور کاملاً پابرجا است. در سال ۱۳۸۵ بر اثر اعتراضات گسترده به ادامۀ این ممنوعیّت، نمایندگان دولت متبوع شما به جامعۀ بین‌المللی اظهار داشتند که اشاره به مذهب در اوراق کنکور سراسری برای شناسایی دین متقاضی نیست بلکه فقط موضوع دروس مذهبی‌ نامبرده را تعیین می‌نماید. جامعۀ بهائی با حسن نیّت این توضیح را پذیرفت. از آن پس بهائیان سعی کرده‌اند در این آزمون شرکت نمایند و هرچند مشکلات موجود موجب گردیده که سال ‌به سال از تعداد متقاضیان کاسته شود ولی با این حال اکثر شرکت‌کنندگان با موفّقیّت و بعضی با بالاترین نمرات امتحان را گذرانده‌‌اند.

بعد از شرکت مجدّد جوانان بهائی در امتحانات ورودی سراسری آشکار شد که چند ماه بعد از آنکه نمایندگان دولت جمهوری اسلامی به جامعۀ بین‌المللی اطمینان داده بودند که بهائیان برای ورود به دانشگاه لازم نیست در تقاضانامه‌های مربوطه دین خود را انکار کنند، ادارۀ حراست مرکزی وزارت‌خانۀ جناب عالی نامه‌ای به ۸۱ دانشگاه در سراسر ایران فرستاد و به آنها دستور داد که "اشخاص بهائی چنانچه در حین ورود به دانشگاه و یا حین تحصیل مشخّص گردد که بهائی هستند، می‌بایست از دانشگاه اخراج گردند. لذا ضروری است نسبت به جلوگیری از ادامۀ تحصیل یاد‌شدگان موصوف اقدام لازم را معمول و نتیجه را به این مرکز منعکس فرمایید." نسخه‌ای از این سند نیز به پیوست ارسال می‌شود.

بدین ترتیب، جوانان بهائی به طرق مختلف از دسترسی به تحصیلات عالی محروم‌ می‌شوند. از عدّۀ کثیری با ارسال اطّلاعیّۀ ظاهرفریب "نقص پرونده" سلب صلاحیّت می‌شود. کسانی که با موفّقیّت از این مرحله می‌گذرند از ثبت نام آنان در دانشگاه‌ها جلوگیری می‌شود. تعداد بسیار قلیلی هم که به علّت عدم توجّه به مذهب‌شان موفّق به ثبت نام می‌شوند در مراحل بعدی اخراج می‌گردند.

در بعضی موارد، این اخراج با بی‌انصافی کامل چند هفته یا چند روز قبل از اتمام دورۀ تحصیلی صورت گرفته است. معیار صحیح برای سنجش دسترسی بهائیان به آموزش عالی این نیست که به چند نفر از آنان اجازۀ ورود به دانشگاه داده می‌شود، بلکه این است که به چند نفر از آنان اجازه داده می‌شود که تحصیلات خود را به پایان برسانند. بر هر ناظر تیز‌بینی روشن است که تنها دلیل اینکه عدّۀ معدودی از جوانان بهائی موقّتاً به دانشگاه‌های شما راه داده شده‌اند آنست که از این طریق مأمورین دولت بتوانند ممنوعیّت بهائیان از دسترسی به تحصیلات عالی را با ریاکاری انکار کنند.

و اکنون بهائیان با مصائب جدیدی رو به رو هستند. آنان در حین بازجویی در بارۀ فعّالیّت‌های غیر رسمی آموزشی جوانان خود مورد خشونت قرار می‌گیرند. کسانی که به تمشیت امور این برنامه کمک می‌کنند به زندان تهدید می‌شوند. به پدر و مادرهایی که میزبان کلاس‌ها هستند هشدار می‌دهند که چنانچه کلاس‌ها ادامه یابد منازل‌شان مصادره خواهد شد و به دانشجویان علیه شرکت در کلاس‌ها اخطار داده می‌شود و در عین حال به آنان تأکید می‌گردد که هرگز به دانشگاه‌های کشور راه نخواهند یافت مگر آنکه دین خود را ترک کرده به اسلام بگرایند.

با وجود این، وقتی که نمایندگان دولت متبوع شما در صحنۀ بین‌المللی مورد اعتراض واقع می‌شوند اظهار می‌دارند که در ایران هیچ فردی به خاطر معتقدات مذهبی خود از تحصیل محروم نمی‌شود. چقدر اسف‌انگیز است که نمایندگان جمهوری اسلامی با اشاعۀ مکرّر این‌ گونه اکاذیبِ آشکار، اعتبار دولت ایران را بیش از پیش خدشه‌دار می‌سازند. آیا زمان آن فرا نرسیده است که نمایندگان جمهوری اسلامی عادتِ گفتن یک مطلب به بهائیان و ارائۀ یک سلسله اطمینان‌بخشی‌های ضدّ و نقیض در صحنۀ جهانی را ترک نمایند؟

بدیهی است که تودۀ مردم جهان به خصوص مروّجین عدالت اجتماعی، دانشگاهیان، دانشجویان و به راستی قاطبۀ ملّت شریف ایران ممنوعیّت عمدی هر جوانی از تحصیل را عملی درخور نکوهش و مغایر همۀ موازین قانونی، دینی، اخلاقی و انسانی می‌دانند. بسیاری از کارمندان دولت که نزدشان دادخواهی می‌شود حتّی کارکنان وزارت‌خانۀ شخص جناب عالی نسبت به بهائیان ابراز هم‌دردی می‌کنند و اظهار می‌دارند که متأسّفانه دست‌شان بسته است چه که از مقامات بالا به آنها دستور داده شده که بر طبق مفاد سند ۱۳۶۹ شورای انقلاب فرهنگی عمل کنند. ولی با نهایت تأسّف دولت متبوع شما هم‌چنان بر محروم کردن اعضای جوان جامعۀ بهائی از تحصیلات عالی پافشاری می‌کند.

چگونه است که حکومتی، جمعی از شهروندان جوان را تنها به خاطر باورهای مذهبی‌شان از تحصیلات عالی بازمی‌دارد و سپس هنگامی که خانواده‌های آنان به کمک یکدیگر ترتیباتی خصوصی فراهم می‌سازند و آن جوانان را در منازل خود گرد هم می‌آورند تا فی‌المثل به تحصیل علم فیزیک و زیست‌شناسی بپردازند، آن دولت با توسّل به قوانین مصوّب برای نظارت بر مؤسّسات آموزشی عمومی، این اقدام را غیر قانونی اعلام می‌کند؟ چرا دولت باید نسبت به اشتیاق جوانان ایرانی بهائی برای کسب تحصیلات عالی این گونه بی‌رحمانه عمل ‌نماید؟ مگر نه این است که اساتید دانشگاه‌های شما از دانشجویان خود می‌خواهند که همین شوق و علاقۀ شدید به تحصیل را در وجود خود پرورش دهند؟

هرچند برنامۀ تحصیلی جامعۀ بهائی ایران هرگز در مقامی نبوده است که برای دانشجویان خود که کلاس‌های مربوطه را با موفّقیّت به اتمام می‌رسانند مدرکی رسمی صادر نماید امّا دست‌آوردهای علمی صدها فارغ التّحصیل این کلاس‌ها و اشتیاق آنان به آموزش موجب گردیده است که دانشگاه‌های بسیاری از کشورهای جهان آنان را برای ادامۀ تحصیل در رشته‌های فوق لیسانس بپذیرند. آنچه تحسین عمیق اساتید و هم‌کلاسان‌ این دانشجویان را در دانشگاه‌های خارج برانگیخته است عزم راسخ آنان به بازگشت به ایران بعد از اتمام تحصیل می‌باشد که با وجود وقوف کامل بر مشکلات شدیدی که با آن رو به رو خواهند شد، به خاطر اشتیاقی که برای خدمت به پیشرفت وطن خود دارند، حاضرند هر سختی را تحمّل کنند. چگونه است که دولت این تعهّد به عمران کشور را ارج نمی‌نهد؟

امروز به سختی می‌توان دولت دیگری را در بین حکومت‌های جهان نام برد که همّ خود را این‌چنین روش‌مندانه صرف ممانعت از پیشرفت تحصیلی بخشی از شهروندان کشور خود نماید. توجّه فرمایید که مسئله تنها این نیست که بهائیان ایران در راه پیشرفت خود با موانع اجتماعی و تشکیلاتی رو به رو هستند چون که بسیاری از اقلّیّت‌های دیگر نیز با این وضع ناگوار مواجهند. مشکل فقط این نیست که سیاست‌گذاری‌های دولت ایران بهائیان را از دسترسی به تحصیلات عالی بازمی‌دارد، هرچند چنین اقدامی نیز واقعاً تأسّف‌آور است. شما از این نیز فراتر رفته‌اید و بدون هیچ ملاک و منطق قابل قبولی ابتکار بعضی از شهروندان‌تان را که فکر خود را برای کسب دانش به کار می‌برند غیر قانونی اعلام داشته‌اید!

اکنون دولت ایران در شهرهای سراسر کشور، بهائیان را چنانچه ارتباط خود را با فعّالیّت‌های آموزشی عالی جامعه متوقّف نسازند متّهم نموده و به بازداشت تهدید می‌کند. امّا این اتّهامات بسیار مبهم است و به درستی مشخّص نیست که دقیقاً چه کاری غیر قانونی می‌باشد: درس خواندن؟ آموختن؟ کمک به دیگران در جهت کسب دانش؟ چرا باید جوانان بهائی از تحصیل یا از گرد هم آمدن برای یادگیری ممنوع شوند و چرا به یک استاد اخراجی دانشگاه اجازه داده نشود که دانش تخصّصی خود را در اختیار جوانانی قرار دهد که از حقّ تحصیل محروم شده‌اند؟

نهایتاً چه اقدامی غیر قانونی است: سیاست‌گذاری‌ یک دولت برای ممانعت شهروندان از تحصیلات عالی به خاطر باور‌های مذهبی آنان و یا تلاش‌های یک جامعه برای آموزش جوانان خود؟ به وضوح می‌توان مشاهده نمود که غیر قانونی اعلان نمودن مجهودات تحصیلی جامعۀ بهائی متاٴسّفانه نیست مگر ترفند دیگری از طرف مسئولین امور — تلاشی آشکار که از طریق آن جامعۀ قانون‌مند بهائی را که اطاعت از حکومت یکی از اصول آیینش است در موقعیّتی قرار دهند که در مختلّ ساختن پیشرفت خود شریک و هم‌دست گردد.

در نظر بهائیان حکومت در مقام نظامی برای تأمین رفاه و پیشرفت منظّم جامعۀ بشری سزاوار احترام و حمایت صمیمانه است و اطاعت از حکومت یکی از ویژگی‌های تعالیم بهائی است. امّا این اطاعت مطلق نبوده و نیست و به عنوان مثال بهائیان حاضر نخواهند شد که بدین منظور در رعایت اصول روحانی که به آن معتقدند کوتاهی نمایند — آموزش و پرورش کودکان و جوانان در زمرۀ این اصول است.

از جمله تعالیم بهائی آنست که خداوند متعال "از بین کافّۀ حقایق کونیّه حقیقت انسانیّه را به دانش و هوش که نیّرین اعظمین عالم کون و امکان است مفتخر و ممتاز فرمود." بر طبق آثار بهائی "علم به منزلۀ جناحست از برای وجود و مرقاتست از برای صعود. تحصیلش بر کل لازم ... فی‌الحقیقه کنز حقیقی از برای انسان علم اوست و اوست علّت عزّت و نعمت و فرح و نشاط و بهجت و انبساط." و هم‌چنین "عزّت و سعادت هر ملّتی در آن است که از افق معارف چون شمس مشرق گردند" و پدران و مادران بهائی موظّفند که "دختر و پسر را به نهایت همّت تعلیم و تربیت نمایند" و فرزندان دلبند خویش را "در آغوش علوم و معارف پرورش بخشند."

از اینرو بهائیان بر این باورند که برای هر فرد تحصیل دانش وظیفه‌ای است روحانی تا استعداد‌های خدادادی او شکوفا گردد و بتواند به بهبود وضع اجتماع کمک نماید. همگان باید برای کسب آن از آزادی کامل برخوردار باشند و هیچ دولتی نباید این حقّ اساسی و مقدّس را از شهروندان دریغ دارد. با وجود این، در پاسخ به مخالفت‌های اخیر دولت، بهائیان ایران برای ابراز مجدّد حسن نیّت خود، مشغول بررسی فعّالیّت‌های آموزشی در جهت کمک به جوانان خود در طیّ بیست سال گذشته هستند تا در صورت لزوم تغییراتی ایجاد نمایند و برای تمشیت این امور طرقی بیابند که تأکید بیشتر و واضح‌تری بر غیر رسمی بودن مجهودات‌شان داشته باشد.

آن مقام محترم به خوبی واقفند که بهائیان نه مسئولیّت خویش را برای تأمین بهترین و مفیدترین امکانات آموزشی در ایران برای جوانان خود رها خواهند کرد و نه به خاطر دسترسی به تحصیلات دانشگاهی عقاید دینی خود را انکار خواهند نمود. از شما در مقام مسئول تأمین آموزش عالی برای جوانان آن سرزمین تقاضا می‌کنیم تا در جهت پایان ‌بخشیدن به سیاست‌گذاری‌های غیر عادلانه و سرکوب‌گرانۀ دولت جمهوری اسلامی ایران اقدام لازم معمول دارند تا هم جوانان بهائی و هم دیگر شهروندان محروم، به تحصیلات عالی دسترسی داشته باشند.

با احترام، بانی دوگال

نمایندۀ ارشد جامعۀ بین‌المللی بهائی

رونوشت : سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، نیویورک و ژنو

 
وقتی که صحبت از دیانت هم ممنوع می شود
نوشته شده توسط Farzan
۰۴ شهريور ۱۳۹۰

وقتی که صحبت از دیانت هم ممنوع می شود

wearebihe

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۲۸ مرداد ماه تا ۴ شهریور ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

ماجرای دانشگاه آنلاین بهائیان و دستگیری گسترده شهروندان بهائی در این رابطه بعد از گذشت حدود ۳ ماه هنوز ادامه دارد و بعد از گذشت این مدت کماکان افراد بازداشت شده در بلاتکلیفی به سر می‌برند.

در تاریخ یکم خرداد ۱۳۹۰ مامورین امنیتی در برنامه‌ای سیستماتیک با هجوم به منازل ده‌ها شهروند بهائی در تعدادی از شهرهای کشور، ضمن تفتیش کامل منزل و ضبط وسائل شخصی، اقدام به بازداشت گسترده‌ی این افراد کردند. به نحوی که بعد از گذشت  حدود  یک‌ماه، تعدادی از این افراد با قرار وثیقه آزاد شده، اما ۷ نفر از شهروندان بهائی همچنان در حبس باقی ماندند.

رامین زیبایی، وحید محمودی، فرهاد صدقی، محمود بادوام، کامران مرتضایی، ریاض سبحانی و نوشین خادم افرادی هستند که حدود سه ماه در زندان اوین محبوس بوده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برند. لازم به ذکر است که اتهام این افراد «اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است و تمامی ایشان در زندان اوین حضور دارند.[1]

محکومیت ۱۰ ماه زندان شش شهروند بهائی شیرازی که دو سال پیش بازداشت شده بودند در دادگاه تجدید نظر تائید شد.[2] هاله هوشمندی، کاووس ضرغام، کیوان کرمی، فرهام معصومی، وحدت دانا و افشین احسنیان شهروندان بهائی شیرازی هستند که در سال ۸۸ بازداشت شده و مدتی را در بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز گذرانده و سپس با تودیع وثیقه آزاد شدند.

با وجود این که تقاضای تجدید نظر در حکم صادره از طرف متهمین و وکلای آنها داده شده بود، ولی اخیرا به وکلای آنها اعلام گردیده که حکم دادگاه بدوی در تجدید نظر تأئید شده است. در احضاریه ای که به دست ضامنین آنها رسیده اعلام شده است که باید این افراد ظرف مدت ۲۰ روز خود را به اجرای احکام دادگاه انقلاب شیرازمعرفی نمایند.

ابوالفضل (پوریا) شاهپری از شهروندان زرتشتی و از اعضای انجمن اشویی ایران برای اجرای حکم دو سال و ۶ ماه زندان خود به زندان اوین منتقل شد.[3] پوریا شاهپری پیشتر، به همراه برادرش داریوش شاهپری  در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت و به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل شده بود.

untitled-1-copy

اتهامات وی عبارت بودند از: «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی و توهین به رهبری و عضو بودن در انجمن اشویی ایران و توهین به مقدسات از طریق تبلیغ آیین زرتشت.»

بنابر این اتهامات، شاهپری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد و این حکم پس از ۷ ماه در دادگاه تجدید نظر به ریاست موحدی تایید شد .

یکشنبه سی ام مرداد ماه، چهارمین روز بازداشت ثمین احسانی، شهروند بهائی، بود که در تاریخ ۲۶ مرداد بازداشت شده و همچنان خبری از او در دست نیست.[4] ثمین احسانی شهروند بهائی پس از مراجعه به دادسرای اوین و جهت حل مشکل پاسپورت خود، در تاریخ ۲۶مرداد بازداشت شد. پس از این ماجرا، مامورین به منزل وی  آمده و ضمن تفتیش آن، تمام وسائل شخصی از جمله کامپیوتر و همینطور وسائل مربوط به دیانت بهائی را ضبط کردند.

سه شنبه یکم شهریور ماه ۹۰، واحد خلوصی دانشجوی محروم از تحصیل بهائی و فعال حق تحصیل، در پی دریافت احضاریه‌ی کتبی در تاریخ ۲۶ مردادماه، صبح روز سه شنبه، به شعبه سوم دادسرای اوین مراجعه کرد که ساعاتی بعد مامورین دادسرا خبر بازداشت وی را به اطلاع خانواده‌اش رساندند.[5]

فرشاد مزیدی و پگاه گلستانی از شهروندان بهائی ساکن سنندج توسط اداره‌ی اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.[6] این دو شهروند بهائی، چندین ساعت مورد بازجویی قرار گرفتند. این در حالیست که طی هفته‌های اخیر اکثر شهروندان بهائی این شهر مورد بازجویی‌های مداوم و سیستماتیک در ارتباط با دیانت بهائی قرار گرفته اند.

هفته ی گذشته رسانه های حکومتی در ایران از گسترش مسیحیت و بهائیت در ایران انتقاد کردند. سایت حکومتی خبرآنلاین نزدیک به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نوشته است: «سالهای اخیر به عکس دو دهه پیشین که بهائیان و مسیحیان برای تبلیغ در ایران در موضع ضعف بودند، امروز هجوم تازه ای آغاز شده و با استفاده از بحران های سیاسی و فکری موجود زمینه ای برای بروز پیدا کرده است[7]

به نوشته این سایت: «روزگاری در قم، موسسه "در راه حق"، یک تنه برابر تبلیغات مسیحیت می ایستاد و تأثیر شگرفی هم در آن دوره داشت، اما امروزه در قم مرکز خاص و موثری که در این باره با رویکرد تبلیغی ـ علمی کار کند وجود ندارد. همچنین انجمن حجتیه که روزگاری کار جلوگیری از تبلیغات بهائیان را بر عهده داشت، به دلایلی از جمله مخالفت برخی سران آنها با روند انقلاب و نوع تفکراتشان، کاملا از صحنه کنار گذاشته شد و گاه هم که شنیده می شود در حال حاضر هم برخی فعالیت ها را دارند، دیگر کارکرد ضد بهائیت ندارد.»

در هفته ی گذشته، حکم ۱۲ سال حبس تعزیری و ۴ میلیون ریال جریمه‌ی نقدی نوید خانجانی، دانشجوی محروم از تحصیل بهائی و فعال حقوق‌ بشر، از سوی شعبه‌ی ۵۴ دادگاه انقلاب تایید شد.[8] این حکم که روز ۱۹ مرداد‌ماه صادر شده، روز چهارشنبه دوم شهریور ماه به وکیل نوید خانجانی ابلاغ شده است. اتهامات خانجانی، «نشر اکاذیب»، «تشویش اذهان و تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر» و همچنین «تشکیل گروه محرومین از تحصیل» عنوان شده است.

ماموران وزارت اطلاعات برای دریافت تعهد کتبی از دری امری، شهروند بهائی وی را تحت فشار قرار می‌دهند.[9] این شهروند بهائی ساکن مشهد که در تاریخ ۲۸ خردادماه سال جاری توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بیش از دو ماه است که در حبس انفرادی بسر می‌برد و طی این مدت نامبرده به شدت تحت فشار قرار گرفته تا تعهدی مبنی بر عدم تبلیغ آئین بهائی امضا کند.

قابل ذکر است مسئولین ذی ربط در مورد اتهام دری امری به خانواده‌اش اعلام کرده‌اند که نامبرده متهم به اقدام علیه امنیت از طریق تبلیغ بهائیت است. این اتهامی که است که این روزها مسئولین جمهوری اسلامی نه تنها به بهائیان بلکه به مسیحیان و زرتشتیان که دینشان در قانون اساسی هم آمده، نسبت می دهند. درواقع مسئولین جمهوری اسلامی با نسبت دادن این اتهام به اقلیت های مذهبی می خواهند بگویند که صحبت از هر دینی بغییر از اسلام در ایران ممنوع است! که این نقض صریح و آشکار حقوق بشر می باشد.



[1] http://www.rahana.org/archives/43483

[2] http://www.rahana.org/archives/43529

[3] http://www.rahana.org/archives/43538

[4] http://www.rahana.org/archives/43553

[5] http://www.rahana.org/archives/43586

[6] http://www.rahana.org/archives/43612

[7] http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2370:1390-04-22-05-09-44&catid=34:editor-picks&Itemid=283

[8] http://www.rahana.org/archives/43599

[9] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9417-1.html

 
از بلاتکلیفی شهروندان بهائی در زندان تا انجیل هایی با کاغذ مرغوب
نوشته شده توسط Farzan
۲۸ مرداد ۱۳۹۰

از بلاتکلیفی شهروندان بهائی در زندان تا انجیل هایی با کاغذ مرغوب

support-human-rights-copy

گزارش نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت

۲۱ مرداد ماه تا ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۰

نگارش: فرزان فرامرزی

 

هفته ی گذشته و در راستای سیاست دولت جمهوری اسلام مبنی بر فشار بر اقلیت های مذهبی و ترویج دروغ علیه این شهروندان، «دوره آموزشی مبارزه با فرقه انحرافی بهائیت ویژه ائمه جماعات و روحانیان کانون های فرهنگی هنری مساجد استان یزد به مدت دو روز صبح و عصر با شرکت بالغ بر  ۶۰ نفر از ائمه جماعات برگزار شد. حجت الاسلام والمسلمین علیرضا روزبهانی بروجردی، مدیر گروه فرق و مذاهب مرکز مدیریت حوزه علمیه قم  در این دوره آموزشی هدف از تأسیس فرقه ضاله بهائیت را مبارزه با منادیان اندیشه رهائی بخش مهدویت به قصد نابود کردن اسلام ناب دانست[1].»

این در حالی است که پیروان آئین بهائی هرگونه دشمنی و مخالفت با اسلام و ادیان دیگر را همواره رد کرده و بر الهی بودن و یکی بودن اساس ادیان آسمانی تاکید دارند.

اما احضار شهروندان بهائی مرتبط با موسسه آموزشی آنلاین همچنان ادامه دارد. در هفته اخیر بهنام اقدامیان و همسرشان کاترین ایقانی به اداره اطلاعات سنندج احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.[2] از این افراد خواسته شده تا تعهدی مبنی بر عدم همکاری با موسسه علمی بدهند. این در حالی است که تلاش شده است که تعهدی مبنی بر «عدم شرکت در ضیافات و اقدامات تبلیغی» نیز از ایشان اخذ شود که در پی سرباز زدن این افراد از امضا نمودن تعهدات مذکور، ایشان مورد فشار قرار گرفته و از سوی اطلاعات شهر سنندج تهدید شده اند که در صورت عدم همکاری از سوی اطلاعات تهران با ایشان برخورد خواهد شد.

در حالیکه مقامات جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی و مصاحبه‌های گوناگون مدعی هستند که هیچ فردی به دلیل اعتقادش زندانی نمی‌باشد طبق آمارهای رسمی بیش از ۵۰ شهروند بهائی در شهرهای مختلف ایران در بازداشت موقت یا در حال سپری کردن دوران محکومیت هستند و این در حالیست که معادل همین تعداد، بهائیانی در شهرهای مختلف ایران منتظر جلسه دادگاه یا حکم صادره از دادگاه بدوی یا تجدید نظر اند.[3]

در شهرهایی منجمله تهران، کرج، اصفهان، شیراز، سمنان، مشهد، ارومیه، تبریز، پارس آباد، قائم شهر، بابل، ساری، کرمان، رفسنجان، سنندج، یاسوج و کرمانشاه بسیاری از شهروندان بهائی در شرایط بلاتکیف قرار دارند. گفتنی است که تمامی این شهروندان به اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ آئین بهائی، اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در جلسات مذهبی بهائیان یا عضویت در تشکیلات بهائی، مدیریت جامعه بهائی در سطح شهری یا کشوری و یا دفاع از حقوق تضییع شده شهروندان بهائی در ایران، محکوم یا دستگیر شده‌اند.

اما در حالی که هفته ی گذشته از سوی مسئولین گورستان عمومی تبریز به خانواده چرخی اعلام شده بود که جسد فاطمه چرخی، شهروند بهائی، توسط مامورین و بدون آداب و تشریفات خاکسپاری بهائی دفن شده است، با پیگیری‌های خانواده‌ی فاطمه چرخی مشخص شد، جسد او که پیش از این اعلام شده بود به طور خودسرانه دفن شده[4]، مدت ۱۲ روز است که بدون خاکسپاری باقی مانده. این در حالیست که مامورین حکومتی نه تنها اجازه‌ی خاکسپاری پیکر او را به خانواده‌اش نداده بودند، بلکه اعلام کردند که از این پس اجازه‌ی دفن پیکر هیچ شهروند بهائی را نخواهند داد.[5] پس از این ماجرا، مامورین بعد از گذشت ۱۲ روز پیکر این شهروند بهائی را جهت دفن به شهر دیگری منتقل کرده‌اند.

سایت آینده، خبر از رشد «سریع بهائیت در كرمان» و «مسیحیت در كلیساهای خانگی مشهد» داد.[6] در چند سال اخیر خبرهایی از این دست، معمولا پیش درآمدی بوده برای بازداشت های وسیع اقلیت های مذهبی و ایراد اتهامات سنگین علیه آنان.

نزدیک یک ماه از تخریب میدان گنجعلیخان کرمان که میدان اصلی مجموعه گنجعلیخان است نمی گذرد که بنای یک کلیسای تاریخی در کرمان که ثبت آثار ملی کشور است به وسیله لودرها تخریب شد.[7] اما پس از تخریب این کلیسای تاریخی، مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: «چندی پیش شش هزار و ۵۰۰ نسخه کتاب مقدس مسیحیان در مسیر زنجان ـ ابهر کشف و توقیف شد.[8]»

آقای ابهری با ادعای این مسأله که مبلغان ادیان مسیحی با اتکا به پول‌های کلان و تبلیغات دروغین برای به انحراف کشیدن جوانان تلاش می کنند، گفت: «این کتاب ها از نوع بهترین کاغذ در دنیا و در اندازه جیبی بودند.» پیش‌تر در تاریخ هفتم آبان ماه ۱۳۸۹ماموران انتظامی و سپاه پاسداران آذربایجان غربی در یک دستگاه اتوبوس مسافربری مسیر سلماس – تهران، تعداد ۳۰۰ جلد کتاب مقدس مسیحیان را پس از بازرسی اتوبوس کشف و ضبط کردند واداره بازرسی و کشف کالای قاچاق با همکاری سپاه پاسداران استان آذربایجان غربی همه‌ی کتاب‌ها را در روستای دریشک به آتش کشیدند.

ثمین احسانی، شهروند بهائی ساکن تهران، صبح روز چهار شنبه ۲۶ مرداد، بازداشت شد.[9] ثمین احسانی شهروند بهائی پس از مراجعه به دادسرای اوین در جهت حل مشکل پاسپورت خود، بازداشت شد. این درحالیست که پس از این ماجرا، مامورین به منزل وی آمده و ضمن تفتیش آن، تمام وسائل شخصی او از جمله کامپیوتر و همین طور وسائل مربوط به دیانت بهائی را ضبط کردند. وی در حال حاضر در بازداشت‌گاه اوین به سر می‌برد.

فرهود اشتیاق، شهروند بهائی ساکن اصفهان، که در ۶ تیر ماه ۹۰ به همراه آیه انوری و در پی یورش مامورین به منازلشان در اصفهان دستگیر شدند، بیش از ۴۰ روز است که بدون ملاقات و حتی تفهیم اتهام، در سلول انفرادی زندان اطلاعات مشهد به سر می برد.[10]



[1] http://www.masajedyazd.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4/211-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%AA-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA

[2] http://edu-right.net/news/36-news/487-ehzar-yasooj

[3] http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9320-1.html

[4] http://www.rahana.org/archives/43199

[5] http://www.rahana.org/archives/43379

[6] http://www.ayandenews.com/news/34950/

[7] http://www.rahana.org/archives/43417

[8] http://www.rahana.org/archives/43453

[9] http://www.rahana.org/archives/43400

[10] http://khabarnavard.blogspot.com/2011/08/blog-post_17.html

 
مطالب بیشتر...
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي > پايان >>

صفحه 4 از 28